تبليغاتX
انسان کامل
فلسفه و اسراری از نماز

فلسفه ذکر رکوع و سجود 

«هشام بن حکم»از حضرت موسی ابن جعفر(ع)پرسید:چرا نماز گذاران در رکوع می گویند:«سُُبحان رَبی العظیم و بحمده»ولی در سجود می گویند:«سبحان ربی الاعلی و بحمده»؟

امام(ع)فرمودند:ای هشام!وقتی رسول خدا(ص)را به معراج بردند و در انجا نماز گذارد و ذکر گفت و از عظمت خداوند دید انچه را که دید،بندهای بدنش لرزید وبدون اختیار به حال رکوع در آمد ودر آن حال گفت: سبحان ربی العظیم وبحمده ،پروردگار من که همه کس برتر می باشداز هر عیب ونقصی پاک ومنزه است ومن مشغول ستایش او هستم.

و وقتی که از آن حالت برخاست به نظرش به عظمتخدای خود در مکان بلندتری که ازآن برتر تصور نمی شد افتاد وبدون اختیار صورت خود را برخاک نهاد وگفت :سبحان ربی العظیم وبحمده پروردگار من که همه کس برتر می باشد از هر عیب ونقصی پاک ومنزه است ومن مشغول ستایش او هستم

پیامبر اکرم (ص) این کلمات را تکرار می کرد ،تا پس از گفتن هفت مرتبه قدری ازآن رعبی که دلش را پر کرده بود کاسته شد ، به خاطر همین ، در امت او این ذکر سنت شد.

بلند کردن دستها در تکبیرة الاحرام

 

بعضی می گویند :بلند کردن دست ها در تکبیرة الاحرام نماز،اشاره به این است که:پروردگارا !در دریای معصیت غرق شده ام برای نجاتم دستم را بگیر.

سر بلند کردن دستها هنگام تکبیرات از دیدگاه امام راحل(ره):

 

اهل معرفت گویند که نماز گزار باید به واسطه آن ،غیر خدا به پشت سر بیاندازد وخار ریق وصول را از میان بردارد وخود را منقطع از ما سوی وخالص ومخلص گردانند.آنگاه که به معراج حقیقی معنوی ومسافرت الی الله روند.

چرا در رکوع گردن وسر را می کشیم؟

 

راوی از امام علی(ع)می پرسد:

ای پسر عم بهترین خلق خدا،معنای کشیدن گردن و سر در رکوع چه می باشد؟

امام(ع)می فرماید:تاولیش این است که می گویی.ایمان می آورم به خداوند اگر چه گردنم زده شود.هنگام رکوع بگو!بار پروردگارا برای تو رکوع می کنم،و برای تو است خشوع من،و برای تو است اسلام من،و به تو ایمان دارم و بر تو توکل می نمایم،و تو پرودگار منی که خاشع است برای تو صورتم،و گوش و چشمم،و مو،و پوستم،گوشت و خون مغر و اعصابم، و استخوانم.انچه ازمن است در روی زمین کلا از خداوند است،که پرودگار عالمیان است.

راز سجدتین

درباره تفسیر و معنای سجدتین ار علی (ع)سوال کردند،حضرت فرمود:سجده اول که(نماز گزار)بر زمین می نهد اشاره است به اینکه از خاک آفریده شده است.آن گاه که سراز سجده برمی دارد کنایه از این است که از خاک برخاسته است، سجده ی دوم اشاره به این است که می میرد و باز به زمین برمی گردد،بار دیگر که سربر می داردیعنی دوباره سر از خاک برمی دارد ودر قیامت برانگیخته می شود.

 

 

راز قنوت

«قنوت» در لغتبه معنای اطاعت همراه با خشوع است ،چنانکهخداوند خطاب به حضرت مریم می فرماید:«یا مریم اقنتی لربک»(ال عمران ایه 43) یعنی :ای مریم! برای پروردگار خود خضوع کن .اما مراد از قنوت در نماز همان دعایی است که در رکعت دوم هر نماز می خوانیم.امام صادق (ع) در تفسیر آبه «وتبتل الیه تبتیلا» می فرماید :مراد از تبتل آن است که در نماز دستها را به دعا بلند کنیم.تبتل در لغت به معنای قطع امید از غیر خداست.

راز تشهد

 

امام صادق(ع) می فرماید:

تشهد ستایش خداوند تعالی است،پس در باطن و ضمیر،بنده او و در عمل و کردار خاضع برای او باش،چنان که در سخن و ادعا بنده او هستی.و راستی زبانت را به صفای صدق ضمیرت بپیوند،که او تو را بنده افریده و دستور داده تا با قلب و زبان و(همه)اعضا و جوارحت عبادتش کنی و بدان جهت که او پروردگار توست،بندگی او نمایی.

سلام نماز

 

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:چون بنده سلام نمازش را بگوید،خداوند درهای بهشت را به رویش می گشاید و می فرماید:ای بنده(من)از هر دری که می خواهی به بهشت وارد شو.

 

منبع:

قسمت فلسفه و اسراری از نماز کتاب شاگردان ممتاز عبودیت(حیات عارفنانه فرزانگان جلد 1)


 

نوشته شده توسط رضا در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 1:27 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


پاسخ به دو سوال

مستضعفين كدامند؟ وضع حشر و جزاى آنها را بيان فرماييد؟

ج :

در جواب سؤ ال ششم از مبحث عدل واضح گرديد و براى ازدياد توضيح مطلب ، عبارت علامه مجلسى (ره ) در كتاب ((حق اليقين )) نقل مى گردد. ايشان مى فرمايد اصل در اين باب اين است كه به اجمال بايد دانست كه دلايل عقليه و نقليه وارد شده است از آيات و اخبار كه حق تعالى عادل است و ظلم و جور نمى كند و در باب اطفال و مجانين و جماعتى كه معذور باشند و حجت برايشان تمام نشده باشد يا عقل ايشان ناقص باشد و تميز ميان حق و باطل نتوانند نمود، ايشان را بدون حجت ديگر كه برايشان تمام شود، عذاب نخواهد فرمود پس يا تكليف ايشان را خواهد كرد در آخرت وثواب و عقاب بر آن مترتب خواهد شد و يا ايشان را در ((اعراف )) كه مكانى است بين بهشت و جهنم جا مى دهند و يا در بهشت مى برند و درجه پايينى در بهشت خواهند داشت يا بعضى خدمتكار اهل بهشت خواهند بود يا اينكه بعضى در بهشت و بعضى در اعراف خواهند بود، پس چنانچه در حديث صحيح كلينى از زراره از حضرت صادق ( عليه السّلام روايت كرده است كه گفت سؤ ال كردم كه چه مى فرماييد راجع به اطفالى كه پيش از بلوغ مى ميرند، فرمود سؤ ال كردند از حضرت رسول ( صلّى اللّه عليه و آله ) از احوال ايشان (اطفال ) فرمود خدا داناتر است به آنچه ايشان خواهند كرد. حضرت فرمود يعنى دست از ايشان برداريد و در باب ايشان سخن مگوييد و علم ايشان را به خدا واگذاريد.

پس بايد علم ايشان را به خدا واگذاشت چون آنچه مقتضاى عدل يا فضل است با آنها معامله خواهد شد.

و نيز بايد دانست كه اگر خدمت اهل بهشت كنند چنانچه در بعضى روايات است به نحوى نخواهد بود كه بر آنها دشوار باشد بلكه متلذذ خواهند شد چنانچه ملائكه از خدمات مرجوعه به ايشان لذت مى برند. مخفى نماند كه آنچه از حالات ((مستضعفين )) ذكر شد غير اطفال مؤ منين است و ظاهرا خلافى نيست كه ايشان در آخرت ملحق به آباى خود مى شوند و در بهشت با ايشان خواهند بود براى زيادتى سرور پدرانشان .

و در كافى و فقيه و توحيد صدوق از حضرت صادق ( عليه السّلام ) مروى است كه اطفال مؤ منين اگر چه به حسب عمل قاصرند چون مكلف نبودند وليكن حقتعالى ايشان را ملحق به آباى ايشان مى نمايند تا چشمهاى ايشان به اولادهاى خود روشن شود.

سوال:

استدعا دارد شرائط و آداب قرائت قرآن كريم را بفرمائيد؟ و يك سالك الى الله در حين قرائت به چه موضوع بايد توجه داشته باشد؟ و چه شيوه عملى را بايد پيش خود نمايد.

 

 

 

پس انسان كه مى خواهد كلام خدا را قرائت كند و به آيات الهيّه ، قلب قاصى خود را مداوا كند و با كلام جامع الهى شفاى امراض قلبيّه خود را بگيرد و با نور هدايت اين مصباح منير غيبى و اين نورٌ على نور آسمانى طريق وصول به مقامات اخرويّه و مدارج كماليّه را دريابد بايد اسباب ظاهريّه و باطنيّه آنرا فراهم كند و آداب صوريّه و معنويّه آنرا فراهم كند، نه مثل ما كه اگر گاهگاهى هم تلاوت قرآن كنيم علاوه بر آنكه از معانى و مقاصد آن و اوامر و نواهى و وعظ و زجر آن بكلّى غافليم ، و گويى آياتى كه در آن ذكر اوصاف جهنّم و عذاب اليم آن يا بهشت و كيفيّات نعيم آن گرديده به ما ربطى ندارد، و نعوذباللّه در خواندن كتاب قصّه حضور قلب ما بيشتر و حواس ما جمعتر است از كتاب كريم خدايى ، از آداب ظاهّريه آن نيز غفلت كنيم .(81)

پس ، وظيفه سالك الى الله آن است كه خود را به قرآن شريف عرضه دارد و چنانچه ميزان در تشخيص صحّت و عدم صحّت و اعتبار و لااعتبار حديث آن است كه آن را به كتاب خدا عرضه دارند و آن چه مخالف آن باشد باطل و زخرف شمارند، ميزان در استقامت و اعوجاج و شقاوت و سعادت آن است كه در ميزان كتاب الله درست و مستقيم درآيد. و چنانچه خُلق رسول الله قرآن است خلق خود را با قرآن بايد متوافق كند تا با خلق ولى كامل نيز مطابق گردد. و خلقى كه مخالف كتاب الله است زخرف و باطل است . و همچنين جميع معارف و احوال قلوب و اعمال باطن و ظاهر خود را بايد با كتاب خدا تطبيق كند و عرضه دارد تا به حقيقت قرآن متحقق گردد و قرآن صورت باطنى او گردد.(82)

عزيزا! از خواب گران برخيز، و اين امراض گوناگون را با قرآن و حديث علاج كن و دست تمسّك به حبل اللّه متين الهى و دامن اولياء خدا زن ! پيغمبر خدا اين دو نعمت بزرگ را براى ما گذاشت .(83) كه به واسطه تمسّك به آنها از اين گودال ظلمانى طبيعت ، خود را نجات دهيم ، و از اين زنجيرها و غُلها خلاصى پيدا كنيم ، و به سيره انبياء و اولياء متصف شويم .(84)

 

منبع سوال اول:82 پرشس شهید دستغیب

منبع سوال دوم:خورشید عرفان(40 سوال عرفانی اخلاقی از امام خمینی(ره))


 

نوشته شده توسط رضا در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 ساعت 1:24 موضوع پرسش و پاسخ دینی | لینک ثابت


شیطان(انک من الصغرین)

 

 ۴باری که شیطان در زندگیش به شدت عصبانی شد بطوری که فریاد کشید و خودش رو کوبید به زمین

 

بار اول:اولین باری که شیطان فریاد زد وقتی بود که خداوند شیطان را لعنت کرد.زمانی که خداوند راست و پوست کنده به شیطان گفت:«لعنت من بر تو»این جمله خیلی باری شیطان سنگین بود.نتوانست تحمل کند لذا هر چه نیرو داشت در خود جمع کرد و داد کشید.

 

بار دوم:دومین بار موقعی بود که خداوند شیطان را از خوانواده اش یعنی جن ها جدا کرد و با وضع بدی از اسمان خارج کرد.تنها این نبود خداوند وقتی شیطان را بیرون کرد به او گفت:«انک من الصغرین»بیرون شو که تو از فرومایگان هستی.این جا هم بیه شیطان خیلی سخت گذشت.

 

بار سوم:سوم باری که شیطان عصبانی شد موقعی بود که حضرت محمد(ص)به پیامبری مبعوث شد.

 

بار چهارم:زمانی بود که حضرت علی(ع)در غدیر خم به ولایت رسید.حقیقتش از همه بیشتر زمانی شیطان عصبانی شد همین چهارمی بود و شیطان طوری عصبانی شده بود که مدام سرش رو به دیوار می زد و بد و بیرا می گفت.

 

منبع:کتاب فریب

این جمله رو یکی از دوستان در قسمت نطرا ت داد جملش قشنگه

می دونی یه زمان هم خدا به بنده خیلی افتخار می کنه اونم زمانی که بنده در دل شب از خوابش می زنه و با خدا می صحبت می کنه این موقع هست که خدا به ملائکه می گه ببینید شما که منو از افریدن انسان ملامت می کردید این همون چیزی بودکه شما نمی فهمیدید و من می دونستم

این هم وبلاگت دوستم که این جمله رو در قسمت نظرات فرستاد

http://www.sarirerezvan.blogfa.com

 


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه هفتم تیر 1385 ساعت 16:7 موضوع مطالبی درباره شیطان | لینک ثابت


مقام ایت الله کوهستانی(ره)

مقام والای  ایت الله کوهستانی(ره)

یکی از علماء در مورد مقام والای ایت الله کوهستانی می گوید:«مرحوم ایت الله کوهستانی کسی بود که ملائکه افتخار خدمتگزاری اورا داشتند.

من برای این مطالب دلایلی دارم که غیر از قصه ای که نقل میکنم بقیه دلایلم را نمی توانم نقل کنم . ان قصه این است:«روزی یکی از محترمین مشهد که در خیابان نادری نزدیک میادن شهدا مغازه دارد،نزد من امد و گفت:«دختری دارم که در حدود 14 سال از سنش می گذرد و همه روزه که صبح از خواب بر می خیزد مطالب عجیبی برای ما میگوید و معتقد است که ارواح به او انها را خبر داده اند و اتفاقا اکثرش هم مطابق واقع است.اگر برای شما زحمت نباشد به منزل ما تشریف بیاورید و ببینید که او چه می گوید و اینها را از کجا یاد می گیرد،نکند خدای ناکرده دیوانه شده باشد.»

به منزل انها رفتم.ان دختر برای من مطالب عجیبی از کرُات بالا و ساکنین انها گفت و متعقذ بود که ارواح در شبهای گذشته او را به ان کرات برده اند و انها را دیده است.ضمنا از زیارتگاه ها و مشاهد مشرفه و چگونگی ساختمان عتبات مقدسه زیاد اسم می برد و چون من انها را دیده بودم می دیدم بدون کم و زیاد انها را معرفی می کند و حال انکه پدر و برادرانش می گفتند:«او هنوز از مشهد بیرون نرفته است.»

در چند جلسه با حضور پدر و برادرانش که با من رفیق بودند مطالب زیادی برای ما گفت و ما از او استفاده کردیم که شرحش مفصل است.در یکی از جلسات به من گفت:«شما اقای کوهستانی را می شناسید؟»

گفتم:«بله!خدمتشان اردات دارم.»

گفت:«دیشب مرا به خانه ایشان بردند.»و شروع کرد به توضیح خصوصیات جاده و کوچه های قریه کوهستان و کیفیت درب ورودی منزل ایت الله کوهستانی و گفت:«وقتی دیشب وارد منزل ایشان شدیم،اتاق بزرگی طرف راست و چند اتاق کوچک روی سر درب منزل طرف چپ بود که طلاب در ان استراحت کرده بودند و در مقابلمان درب کوچکی بود که به قسمت اندرونی منزل ایشاان می رفت.ما به ان جا رفتیم.قبل از این که به درب اتاق خواب اقای کوهستانی برسیم ، ارواحی که با من بودند گفتند:«اینجا خانه یکی از اولیا خداست.»

گفتم:«اسمش چیست؟»

گفتند:«شیخ محمد کوهستانی.»

سپس اضافه کردند:«اگر ما را راه بدهند و ایشان بیدار باشد از او استفاده خواهیم کرد.»ولی متاسفانه وقتی به درب اتاق خواب او رسیدیم ،دو نفر ملک که حافظ ایشان بودند ،از ورودمان جلوگیری کردند و چون اصرار کردیم فقط به من اجازه دادند که از بیرون اتاق او را ببینم ولی او خواب بود.»

در اینجا خصوصیات ایت الله کوهستانی را شرح داد که مطابق واقع بود و بلکه تمام انچه از نشانی قریه کوهستان و منزل ایت الله کوهستانی توضیح داده بود همه صحیح بود و حتی خصوصیات خانه اندرونی معظم له که بعدها من ان را دیدم بدون کم و زیاد ،او قبلا برای من شرح داده بود.

وقتی من به خدمت ایت الله کوهستانی رسیدم و جریان ان دختر را برای او نقل کردم تبسمی فرمودو گفت:«بعید نیست ،همه ما تحت حفاظت ملائکه ،طبق امر الهی هستیم.»

منبع:داستانهای شگفت از اولیا الله


 

نوشته شده توسط رضا در جمعه دوم تیر 1385 ساعت 8:35 موضوع زندگی علما | لینک ثابت