تبليغاتX
انسان کامل
داستان هايه زيبا

  سبك شمردن نماز

مسعدة بن صدقه گويد، شنيدم : شخصى از امام صادق (ع ) پرسيد: ((چرا شما زناكار را كافر نمى نامى ، ولى ترك كننده نماز را كافر مى نامى ؟)).

در پاسخ فرمود: زناكار و مانند او اين كار را بجهت غالب شدن غريزه شهوتش انجام مى دهد، ولى ترك كننده نماز، آن را نمى كند جز بخاطر استخفاف و سبك شمردن نماز، زناكار بخاطر لذت و كاميابى به سوى زن اجنبى مى رود ولى كسى كه نماز را ترك مى كند و قصد آن را دارد، در اين كار لذتى نيست ، پس ترك او بر اثر سبك شمردن است ، و وقتى كه استخفاف و سبك شمردن ، محقق شد، كفر به سراغ او خواهد آمد.

تواضع در برابر شيخ ژوليده

مرحوم آيت الله سيد حسين كوه كمرى (رضوان الله عليه ) از شاگردان صاحب جواهر، مجتهدى مشهور و معروف بود، و در نجف اشرف حوزه درسى معتبر داشت ، هر روز طبق معمول در ساعت معين به يكى از مسجدهاى نجف مى آمد و تدريس مى كرد، آنهم تدريس درس خارج فقه و اصول كه زمينه و مقدمه مرجعيت است .

يك روز او از جائى (مثلا از ديدن كسى ) بر مى گشت و آن روز نيم ساعت زودتر به محل تدريس آمد، هنوز كسى از شاگردانش نيامده بودند، ديد در گوشه مسجد، شيخ ژوليده اى كه آثار فقر از او ديده مى شد، مشغول تدريس ‍ است و چند نفر بدور او حلقه زده اند.

مرحوم سيد حسين خود را به او نزديك كرده و سخنان او را گوش كرد، با كمال تعجب حس كرد كه اين شيخ ژوليده ، بسيار محققانه درس ‍ مى گويد.

روز بعد عمدا زودتر آمد و به سخنان شيخ گوش داد و بر اعتقاد روز پيشش ‍ افزوده گشت .

اين عمل چند روز تكرار گرديد و براى سيد حسين ، يقين حاصل شد كه اين شيخ از خودش فاضلتر است ، و او از درس اين شيخ استفاده مى كند، و اگر شاگردان خودش نيز به جاى خود در درس اين شيخ شركت كنند بهتر است و بيشتر بهره مى برند، اينجا بود كه خود را ميان دو راهى ديد، دو راهى كبر و تواضع ، ايمان و كفر، سرانجام بر كبر و كفر پيروز شد، فردا كه شاگردان اجتماع كردند، به آنها گفت : ((اى دوستان ، امروز مى خواهم تازه اى به شما بگويم ، اين شيخ كه در آن كنار با چند شاگرد نشسته ، براى تدريس از من شايسته تر است ، و خود من هم از او استفاده مى كنم ، همه با هم به درس او مى رويم ، از آن روز همه در جلسه درس آن شيخ ژوليده كه لباس ساده اى پوشيده بود و منش فقيرانه داشت ، شركت نمودند، و از آن پس شاگرد او شدند،

آيا مى دانيد آن شيخ چه كسى بود؟ او مرحوم شيخ مرتضى انصارى صاحب كتاب رسائل و مكاسب ، بود كه بعدها مرجع تقليد و از استوانه هاى تاريخ علماى اسلام گرديد.

 


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 15:21 موضوع داستان هایه زیبا | لینک ثابت


داستان های زیبا

  ورود حضرت رضا (ع ) به قم

نظير داستان قبل ، در مورد امام هشتم حضرت رضا (ع ) در قم رخ داد، آن هنگام كه با دعوت اجبارى مأمون (پنجمين خليفه عباسى ) آن حضرت در سال 200 هجرى از مدينه به سوى خراسان حركت كرد، مسير راه آن بزرگوار، از مدينه به عراق و از آنجا به بصره و سپس به بغداد و سپس به قم بود.

وقتى كه امام هشتم (ع ) به قم آمد، مردم قم استقبال گرم و پرشورى از آن بزرگوار نمودند (با توجه به اينكه هنوز حضرت معصومه عليه السلام به قم نيامده بود زيرا حضرت معصومه (ع ) در سال 201 به قم آمد).

هرگروه و جمعى ، آن حضرت را به خانه خود، دعوت مى نمود، و مايل بود كه اين افتخار نصيبش گردد، سرانجام حضرت رضا (ع ) فرمود: ((ناقه (شتر) من خود مأ مور است ، هر جا كه توقف كند، من همانجا پياده مى شوم !)).

ديدند شتر، راه پيمود، تا به در خانه اى رسيد، كه صاحب آن خانه در خواب ديده بود كه مهمان حضرت رضا (ع ) است ، امام در همانجا پياده شد و به خانه او وارد شد و مهمان او گرديد.

و پس از آنكه امام هشتم (ع ) به خراسان رفت ، مردم قم در همان مكان ، مسجد و مدرسه ساختند، و امروز اين مدرسه بنام مدرسه رضويه ، معروف است و در خيابان آذر قم قرار دارد.

 

داستانى عجيب از تجريد روح

مرحوم آيت اللّه حاج شيخ هاشم قلعه اى قزوينى از اساتيد و علماى بزرگ و وارسته حوزه علميه مشهد در حدود سى سال قبل بود، يكى از اساتيد (حضرت آيت اللّه خزعلى در درس تفسير خود) جريان عجيبى در مورد تجريد روح و جدائى موقت آن از بدن كه براى آقاى شيخ هاشم رخ داده بود نقل مى كرد كه ما آن را در اينجا خاطرنشان مى سازيم :
مرحوم شيخ هاشم گفت : مردى بود با علم تجريد روح ، آشنايى داشت ، من نزد او رفتم و از او خواستم روح مرا از بدن تجريد كند، او پذيرفت ، هنگامى كه آماده اين موضوع شدم ، ناگاه ديدم بدنم به گوشه اى افتاد و خودم از آن جدا شدم ، من گفتم خوبست از اين آزادى استفاده كرده و به روستاى خودمان (قلعه ) كه اطراف قزوين است بروم ، ناگاه ديدم در
نزديكى روستا هستم .
در بيرون روستا، در صحرا مردى را ديدم كه به هنگام سحر، آب را از نهر دزديد و به سوى ملك خودش روانه ساخت ، طولى نكشيد ديدم ، صاحب آب آمد و هنگامى كه از دزدى او آگاه گرديد، عصبانى شد و با بيلى كه در دست داشت ، چنان بر سر دزد زد كه او بر زمين افتاد و جان سپرد.
من كاملاً ناظر اين جريان بودم ، ولى او مرا نمى ديد، سرانجام قاتل فرار كرد و جسد مقتول روى زمين ماند.
زنان روستا كه براى بردن آب كنار نهر آمده بودند از جريان قتل آگاه شدند و وحشتزده ، اين خبر را به اهالى روستا رساندند، مردم روستا، دسته دسته به تماشا آمدند ولى از قاتل خبرى نبود، از اين رو حيران و سرگردان بودند كه چه كنند، سرانجام بدن مقتول را به گورستان برده و دفن كردند.
من به خود آمدم كه راستى طلوع آفتاب ، نزديك است ، هنوز نماز نخوانده ام ، ناگهان ديدم در بدنم هستم و شخصى كه روح مرا آزاد كرده بود، به من گفت : حالت چطور است ؟ من آنچه را ديده بودم براى او نقل كردم و تاريخ حادثه را دقى قاً ضبط نمودم .
دو ماه از اين جريان گذشت ، چند نفر از اهالى روستاى قلعه ، به مشهد آمدند و هنگامى كه با من ملاقات كردند، من از حال مقتول جويا شدم ، و بدون اينكه سخنى از قتل او بگويم ، پرسيدم حالش چطور است ؟
گفتند: متأ سفانه دو ماه قبل او را كشته اند و جسد او در كنار نهر يافته شده ، ولى قاتل او شناخته نشده است .
هفت سال از اين جريان گذشت ، من سفرى به روستاى قلعه كردم تا بستگان و دوستان را از نزديك ببينم .
مردم دسته دسته به ملاقات من مى آمدند، تا اينكه شخص قاتل به مجلس ‍ آمد، هنگامى كه مجلس خلوت شد، او را به نزديك خود دعوت كردم و گفتم : راستش را بگو بدانم قاتل فلانكس چه كسى بود؟
او اظهار بى اطلاعى كرد، گفتم پس آن بيل بلند كرد و با آن ، فلانى را كشت ، رنگ از صورتش پريد و فهميد كه من از اين موضوع آگاه هستم ، ناچار جريان را براى من بيان كرد، گفتم : من مى دانستم ، ولى مى خواستم به تو بگويم كه بايد بروى ديه (خونبهاى ) او را به ورثه اش بپردازى و يا از آنها بخواهى كه تو را حلال كنند.

ارادت خاص امام به ذكر مصائب اهلبيت (ع )

 

حجة الاسلام آقاى حاج سيد محمد كوثرى ذاكر معروف قم از سالها قبل روضه خوان خاص امام خمينى (مدظله العالى ) بود و در سالهاى اخير هم كه مشاهده كرده ايد در آغاز محرم و مواقع ديگر در حسينيه جماران در محضر امام روضه مى خواندند.

وى نقل كرد: پس از شهادت آيت الله حاج آقا مصطفى (فرزند ارشد امام خمينى ) من وارد نجف اشرف شدم ، رفقا گفتند خوب موقعى آمدى ، امام را درياب كه هر چه ما كرده ايم در مصيبت حاج آقا مصطفى گريه كنند از عهده برنيامده ايم مگر تو كارى بكنى :

من خدمت امام رسيدم و عرض كردم اجازه مى دهيد ذكر مصيبتى بكنم ؟ امام اجازه دادند، هر چه نام مرحوم حاج آقا مصطفى را بردم تا با آهنگ حزين امام را منقلب كنم كه در عزاى پسر (آنهم چه پسرى ؟) اشك بريزد، امام تغيير حال پيدا نكردند، و همچنان ساكت و آرام بودند، ولى همين كه نام حضرت على اكبر (ع ) را بردم ، هنگامه شد، امام چندان گريستند كه قابل وصف نيست .

براستى اين چيست ؟! جز شيفتگى فوق العاده عرفانى و ملكوتى امام به ساحت قدس خاندان نبوت (عليهم السلام ).

باز در اين مورد، يكى از اعضاء دفتر امام نقل مى كند: يك روز به مناسبت يكى از روزهاى شهادت ائمه (ع ) به اطاق امام رفتيم و مشغول دعاى توسل شديم ، در اثناء دعاى توسل يكى از آقايان ذكر مصيبت مختصرى كرد، با آنكه او روضه خوان ماهر نبود و با حضور امام دست پاچه شده بود و صدايش هم ، بريده بريده بود، همين كه شروع به روضه كرد، با اينكه هنوز مطلب حساسى را بيان نكرده بود، امام چنان به گريه افتادند كه شانه هايشان به شدت تكان مى خورد.

و من وقتى كه زير چشم به سيماى امام نگاه كردم ، دانه هاى پى در پى اشك را كه از زير محاسن ايشان روى زانويشان مى افتاد، ديدم و چند لحظه اى طول نكشيد كه يكى از نزديكان ، از زاويه اى كه امام نبيند به ذاكر اشاره كرد كه روضه را قطع كن ، زيرا كه اين حالت گريه شديد ممكن بود خداى نكرده بر قلب مبارك امام اثر بگذارد.

موضوع ديگر اينكه در حسينيه جماران هميشه صندلى آماده است و امام وقتى وارد بالكن حسينيه مى شوند روى صندلى مى نشينند، ولى در دو مورد اتفاق افتاد كه روى زمين نشستند، يكى هنگامى كه برندگان مسابقه قرآن آمده بودند، امام به احترام قرآن روى زمين نشست ، دوم روز عاشورا به احترام عزادارى امام حسين (ع ).


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 15:4 موضوع داستان هایه زیبا | لینک ثابت


مولودی ازسید جواد ذاکر

Imageگلچین مولودی اعیاد  1381 مرحوم سید جواد ذاکر که در هیئت دیوانگان حسین (ع) - کاشان  اجرا شده است را می توانید از طریق ادامه مطلب دریافت کنید.


اگه با اون چشم سیاهت یک نظری بر من فکنی

دیوونه مهدی شدم دلبری دیگر ندارم

قامت دامادی مولا تماشا دارد امشب

دل خرابم ز خماری ره میخانه کجاست

اگه دیوونه ندیدی به ما میگن دیوونه

دنبال تو گشتم گل نرگس همه جا را

ما بی سر و پایان سر کوی تو هستیم

همه جا رسم برینه نوکر ارباب ببینه

به می نشسته دلم خراب و مست دلم

هیچ بازی چو عشق بازی نیست

امشب از باغ خدا یک گل خوشبو اومده

گم شده ام در شکم زلف تو در توی حسین

دیوونه مهدی شدم دلبر دیگر ندارم


 

نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 17:0 موضوع دانلود از مرحوم سید جواد ذاکر | لینک ثابت


مداحی از حسین سیب سرخی

 

( دلم اسیر دام حسینه کبوتر بین الحرمینه )

دانلود مستقیم : کلیک کنید

دانلود غیر مستقیم : کلیک کنید در پنجره باز شده گزینه download file   را بزنید

 

( دلم شش گوشه کردم دور این حرم میگردم )

دانلود مستقیم : کلیک کنید

دانلود غیر مستقیم : کلیک کنید در پنجره باز شده گزینه download file   را بزنید

سیب سرخی – مختاری (خیلی قشنگه)

( وجود من سرای تو – یه حسینه و یه دنیا )

دانلود مستقیم : کلیک کنید

دانلود غیر مستقیم : کلیک کنید در پنجره باز شده گزینه download file   را بزنید

سبك : ارباب ارباب دلم تنگه براي حرمت

دانلود مستقيم : كليك كنيد

سبك : قربان آن سحرهاي كرب و بلاي تو

دانلود مستقيم : كليك كنيد

سبك : زنجير برام بياريد امشب جنون گرفتم (خيلي باحاله)

دانلود مستقيم : كليك كنيد

سبك : همه سرنوشت ابالفضل

دانلود مستقيم : كليك كنيد

سبك : عمري بود كه عاشق و ديوانه ي توام

دانلود مستقيم : كليك كنيد

اينم براي اونا كه با چهچهاي حاج حسين حال ميكنن

« حديث عشق تو ديوانه كرده عالم را »   کلیک کنید

منبع:حسینه

 


 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 1:45 موضوع حسین سیب سرخی | لینک ثابت


دانلود مولودی به مناسبت میلاد حضرت علی

 سيد جواد ذاكر - ميلاد امام علي ۸۲

ميلاد امام علي ۸۲

مرحوم سيد جواد ذاكر و حمید علیمی 

امشب عشقم كشيده سري به ميخونه زنم  (تصويري)

 لينك دانلود غير مستقيم :

http://www.4shared.com/file/55110214/a0ec7895/seid_javad_zaker-me_ali.html?dirPwdVerified=ce06525e

حاج احمد واعظي  ( هيئت محبان الائمه مشهد )

تموم هستي من يك دل و يك دلبره ، كه رو دلم نوشته دلبر من حيدره

دانلود

حاج محمود كريمي

ميلاد امام علي (ع) ۸۶

چو ذوالفقار به عزم حساب بر دارد

دانلود

عاقلا با مي نابش ديوونن

دانلود

پر ميزنم تا مكه نه برا طواف كعبه

دانلود

سيد مجيد بني فاطمه

ميلاد حضرت امام علي (ع) ۸۶ - هيئتهاي رايه العباس و ريحانه الحسين تهران

 

 

 چه شود ز راه وفا اگر ،‌ نظري به جانب ما كني

  دانلود

 فرشته باده نوشه ، امشب روي بالش از چشم بنفشه گل پوشه

 دانلود

 اگر كه دل شكسته اي اگر زدنيا خسته اي ، بگو علي بگو علي حيدر

 دانلود

منبع:حسینه


 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 1:21 موضوع دانلود مولودی | لینک ثابت


13 رجب ولادت حضرت علی مبارک

 چون نامه اعمال مرا بپیچند/بردند و به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی/ما را به محبا علی بخشیدند

13 رجب ولادت حضرت علی مبارک

 


 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 15:48 موضوع مناسبت ها | لینک ثابت


اعتراف شخصی که برای سید جواد شایعه پراکنی می کرد و به ایشام تهمت می زد!!!!!!

قسمت دوم مصاحبه

 


مشهد وبلاگ :  مگر بد بود جوانان به سمت سید می رفتن . می دونید که سید وسیله بود و اونها به  سمت امام حسین کشیده میشدن!
کلب الرقیه:  خوب اون زمان افرادی که ما رو به این کار وادار می کردن منافعشون در ضرر بود  چون اون افراد کلا زندگی خودشون رو از این راه می گذروندن و با بهونه ی کمک به هیئت و مسجد و غیره اون پول ها رو برای خودشون بر می داشتند که این رو بعد از خارج شدن از اون گروه فهمیدم بله این که شما می گید درست هست

مشهد وبلاگ :  پس بیشتر انگیزه شخصی بود؟
کلب الرقیه:  برای ماها نه برای افرادی که ما رو اداره می کردن بله . گفتم اون زمان ما عده ای بودیم سنی نداشتیم و از هیچ چیزی خبر نداشتیم و اونها با جلب اعتماد ما به خودشون از ما هر استفاده ای می کردن

مشهد وبلاگ :   چه تهمت ها و کارهایی علیه  سید جواد میزدید و می کردید
کلب الرقیه:  خوب در این کار دو شیوه استفاده می شد یکی شایعاتی که دهن به دهن می کردیم با گفتن اش در مجامع عمومی


و دومی ضربه های روانی که مستقیم به سید وارد می شد و با اذیت و ازار دادن دوست داران سید و گذاشتن اونها زیر فشار


 


مشهد وبلاگ :   میشه شایعاتی که مطرح می کردین رو چند نمونش رو ذکر کنید تا خواننده ها بهتر متوجه بشوند؟


کلب الرقیه:  مثلا اینکه سید کلان پول می گرفت - سید معتاد بود- سید بی سواد بود- سید کافر و غیره هم خونده می شد- و شراب خوردن - و شایعاتی که خود مردم باهاش اشنا هستند بیشتر- بعضی ها هم می گفتند سید با باندی دست داره که می خواهند در شیعه بدعت گزاری کنند و راه رو کج کنند - می گفتند سید دخترهایی که عاشق اش شده اند ازشون سو استفاده کرده  و از این تهمت های نا روا و بی اصل و قانون و مدرک خیلی هست خود مردم بیشتر خبر دارند.


با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی ** تا بی خبر بمیرد در اوج خود پرستی


این رو هم در اخر باز می گم به اون هایی که هنوز که هنوزه سید رو کافر می دونند و وقتی موقع بحث باهاشون می شه گوش نمی دن و با عینک بد بینی به حرف های ما گوش می دن.


 


مشهد وبلاگ : در مورد ضربه های روانی چطور به سید ضربه می زدید؟


کلب الرقیه:  سید از نزدیکان خودش خیلی ضربه می دید اون ها همه اش نتیجه ی کارهای بعضی افرادی بود که در گروهی که من زمانی درش بودم ویا گروه های دیگر بود و شیوه هایی دیگر مثل اختلال ایجاد کردن در محیط زندگی خود سید و غیره



مشهد وبلاگ :  
شما در قبال این کارها پول هم میگرفتید؟
کلب الرقیه:  نخیر


 


مشهد وبلاگ :   چه زمانی فهمیدید که کارتان اشتباه بوده؟؟؟


کلب الرقیه: وقتی با اخلاقیات اصلی سید اشنا شدم از طریق برخوردهایی که پیش اومد خصوصا اوقاتی که سید در حرم حضرت معصومه تشریف داشت شیوه ی نماز و عبادت اش من رو فکر فرو برد.


 


مشهد وبلاگ :   نماز خوندن سید چطور بود؟


کلب الرقیه:  سید نمازش رو خیلی با اخلاص می خوند وسجده های عجیبی داشت و اگر از کنارش رد می شدی اون هنگام احساس می کردی انگار یک پله ای به سمت اسمان هست و دریچه ای باز شده سمت خدا

مشهد وبلاگ :   چرا توبه کردید


کلب الرقیه:  من اول اش فقط از اون گروه خارج شدم به خاطر اتفاقی که برام افتاد و شاهد عملی از سید شدم و اون وقت نه سید رو قبول داشتم و نه اون گروه رو و گوشه گیر شدم ولی بعد مدتی به تحقیق در مورد عقیده و حرف های سید کردم و به حقیقت رسیدم و از دوست داران سید شدم وقتی  یک موجی در ذهن ام بالا پایین رفت که چه می کنم دارم ضربه به کی می زنم هدف چی هست مقصد چی هست و از این سوال ها از اون گروه فاصله گرفتم که بعدها از سمت همون گروه مورد اذیت و ازار قرار گرفتم


 


مشهد وبلاگ :   شما از سید طلب عفو کردید؟
کلب الرقیه:
  
بله

مشهد وبلاگ :   میشه ماجرا رو کامل توضیح بدین.
کلب الرقیه:  سید رو در حرم دیدم و ماجرا رو گفتم البته چندین بار رفتم برای معذرت خواهی ولی خوب نمی شد تا نزدیک می شدم می رفتم می شه کفت روی گفتن نداشتم ولی در آخر توانستم و ماجرا رو گفتم و گفتم چه کسی هستم و چه کردم



مشهد وبلاگ :  سید به شما چی گفت؟
کلب الرقیه:  هیچ چیز به روی خود نیاورد و من رو بخشید و از من هیچ نخواست که بگم چه کسی اون گروه رو اداره می کنه و یا من نفوذی بشم و یا بخواهد از من سو استفاده ای بکنه در جهت منافع خودش فقط به من گفت شب بعدی فلان جا مجلس داره حتما بیام.

مشهد وبلاگ :   آیا در زمانی که سید توی کما بود شما به دیدارش رفتید
کلب الرقیه:  نخیر- محل زندگی ام این اجازه رو نمی داد ولی در تشییع جنازه حاضر بودم با تمامی مشکلاتی که در اون زمان داشتم

مشهد وبلاگ :   زمانی که خبر فوت سید را شنیدید چه حالی داشتید
کلب الرقیه:  خوب به سبب تکرار این خبر که هر مدتی می شنیدم که سید فوت کرده و بعد معلوم می شد شایعه است مثل همیشه باور نکردم ولی وقتی مطمئن شدم در ناباوری غرق شده بودم انگار خواب بودم نمی دونستم چه می کنم و چه کار باید بکنم .


 


مشهد وبلاگ :   سید شما در زمان توهینها و در زمانی که توبه کردید چه مقدار با هم متفاوت است؟
کلب الرقیه:  سید فردی بود که فکر کنم هنوز شناخته نشده صبر عجیب تواضع به جا و مقاومتی داشت عجیب و عشقی داشت که فکر نمی کنم کسی در ایران باشه داشته باشه که اینقدر عشق اش رو به یاد داشته باشه ما  خیلی از عشق به امام حسین دم می زنیم ولی در 24 ساعت 100 در صد به یاد امام حسین نیستیم ولی با تمام اطمینان می گم سید همیشه در یاد ارباب اش بود و هیچ گاه سمت مشهور شدن نرفت بلکه اخلاص اش مردم رو جذب اون کرد و هدف شخصی از مداحی نداشت دوست داشت همیشه مدح کنه و نوکر ارباب اش باشه و خیلی از اخلاقیات دیگر که کسانی که به سید نزدیک بودن باید بگند.

مشهد وبلاگ :   آیا این صحت دارد که سنگ قبر اول سید جواد رو خراب کردند؟
کلب الرقیه:  نخیر- در دین ما مکروه هست که قبر ارتفاع داشته باشه و خانواده ی خود سید اون ارتفاع قبر رو برداشتن و این کار یک جور دامن زدن به شایعات و و درست کردن حساسیت ها بود چون همه منتظر یک  اعتراضی و دعوائی از سمت دوست داران سید بودن که موفق نشدن ولی در مورد این محرم من یک اعتراضی داشتم روز ده محرم دوستان من به قم رفته بودن و در دوم شکایت بعدی من دوست داران سید می خواستند علامتی تابلویی چیزی بزارند که قبر سید میر محمد جواد ذاکر طباطبائی در این محل قرار گرفتم ضمن رئیس قبرستان و غیره گفتن ممنوع هست ولی بعد یک فردی از سمت عاقلان فوت کرد و در همان مقبره دفن شد و هزران علامت  براش قرار داده شد بعد مردم با دادن نشانی تابلویی که روش نوشته شده بود قبر رسول ترک نشانی می دادن که اون تابلو ضمن اطلاعات من برداشته شده این کارها برای چیست ؟ و چه کسی این کارها رو بعد مرگ سید داره اداره می کنه بعد از مرگ اش حداقل دست بردارید که اون دنیا باید پاسخگو باشید.

مشهد وبلاگ :   آیا صحت داره که می خواستن سید رو از قبر بیرون بکشند و به کاشان ببرند تا بارگاه و .... درست کنن؟
کلب الرقیه:  نخیر



مشهد وبلاگ :  شما نشنیدید یا این مربوط به شایعات است؟
کلب الرقیه:  من نشنیدم . ولی غیر ممکن هست



مشهد وبلاگ :   شما ناگفته ای از سید دارید که تا حالا جایی پخش نشده باشد؟
کلب الرقیه:  نخیر ولی ناگفته ها کم کم پخش داره می شه

مشهد وبلاگ :  از شما ممنونیم که وقتتون رو به ما دادید . اگر مسئله ای  است که در سوالات مطرح نشد بفرمایید.
کلب الرقیه:  چیزی نمونده فقط یک تذکر می خوام بدم به دوست داران سید.  در این مدت بیشتر مداح های ما دارند از اون راه اصلی خارج می شند و برای به دست اوردن نام دارند از سید استفاده می کنند. خصوصا در شهر قم جدیدا مداح هایی که اصلا شناخته نشده بودن به عنوان دوست داران سید  وارد این عرصه شدن . اما هیچ کدام موقعی که ضربه به سید وارد شد در صدا و سیما هیچ نگفتند و نشون می ده که اینها نه برای دفاع از سید اومدن بلکه برای مصالح شخصی اومدن   نزارید کسی به این شیوه از سید استفاده کنه و یادتون باشه اسم سید رو همیشه زنده نگه دارید و بدونید همه ی ما چشم به در مداحان دوختیم که شاید کسی بیاد و بتونه جای خالی سید رو پر کنه ولی فکر کنم با این روال برگشت و نزول مداحی خیلی باید منتظر بمونیم و انشا الله با ظهور امام زمان سید خودمون رو باز ملاقات کنیم چون یاران امام زمان حتی اگر بمیرند باز زنده می شوند و فکر کنم سید با اون همه اخلاص لایق این هست که از یاران اقا باشه و ای کاش باشه و ب من از طریق فردی رگرده با امام عاشقان مهدی  موعود .  اون هایی که می گفتند سید ضد ولایت فقیه و این نظام هست


مجلس خصوصی سید که اخرش دعا داشت می کرد برای سلامتی رهبر و شادی روح شهدا دعا کرده بود 


 منبع:مشهد بلاگ


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 15:35 موضوع درباره سید جواد ذاکر | لینک ثابت


اعتراف شخصی که برای سید جواد شایعه پراکنی می کرد و به ایشام تهمت می زد!!!!!!

قسمت اول مصاحبه

بسم رب الحیدر


متنی که ملاحظه می کنید متن مصاحبه ای است که بنده به عنوان مدیریت وبلاگ با شخصی انجام دادم که عضو گروهی بود که به سید جواد ذاکر مداح اهل بیت توهین می بستند و بعدها توبه کرده است. به دلیل اصرار های خود ایشان نامی از ایشان برده نشده و به درخواست خود ایشان با نام کلب الرقیه از ایشان جوابهار رو می شنویم.

 


حتما دانلود کنید.


یا علی
متن مصاحبه:
مشهد وبلاگ : با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز


 به عنوان آغاز مصاحبه یک بیوگرافی از خودتون ارائه بدید. البته ضروری نیست؟
کلب الرقیه: یک عاقل که بدها از دوست داران سید جواد ذاکر طباطبائی شد و از شهر عقل به سمت شهر دیوانگی هجرتی اغاز کرد که هجرتی سخت و بسیار دشوار بوده و هست و هنوز که هنوزه به دروازه های جنون نرسیدم ولی سعی دارم که سمت شهر جنون برم و ساکن همیشگی اونجا بشم.

مشهد وبلاگ :   همین؟؟؟
کلب الرقیه:  آره. بیشتر از این چی بودم چی هستم از کجا اومدم سمت کجا می رم


 


مشهد وبلاگ :   اینها رو نمیگید؟
کلب الرقیه:  اگر منظور اسم و تولد و غیره هست این ها بیو گرافی ای هست که به درد هیچ کس نمی خوره


بیوگرافی باید مبدا و مقصد انسان رو نشون بده وگرنه اسم و مکان تولد وسال اش هیچ ارزشی نداره و همه اش ظاهری هست


ولی اصالتا از اهالی شهر قم هستم .ساکن ناکجا اباد



مشهد وبلاگ :   شما چطور با سید جواد ذاکر آشنا شدید؟
کلب الرقیه:  از اونجایی که در شهر قم بودم سید یک دفعه مشهور شد و اونجا بود که با سید اشنا شدم ولی نه با این ذهنیتی که الان دارم


 


مشهد وبلاگ :   مگر ذهنیت شما چه بود؟


کلب الرقیه:  خوب من در هیئتی بودم که با مشهور شدن سید می شه گفت دیگه سینه زن تقریبا نداشت و یا بچه های اصلی هیئت جذب سید شدن لذا فردی در هیئت ماهایی که مونده بودیم رو صدا زد و سید رو با اخلاقیات منفی و عقیده ای نادرست اشنا کرد و ما رو مامور به امر به معروف و نهی از منکر در برابر سید دعوت کرد

مشهد وبلاگ :   این درست است که شما به سید جواد تهمت میزدید و علیه او شایعه درست می کردید؟
کلب الرقیه:   بله


 


مشهد وبلاگ :   شما به تنهایی این کار را می کردید یا گروهی ؟
کلب الرقیه:  نخیر گروهی مشغول به این کار بود کارها منظم بود


 


مشهد وبلاگ :   چه افراد دیگری جزء گروه شما بودند؟ آیا فرد مشهوری هم بود؟
کلب الرقیه:  افرادی که عضو گروه بودن همه بچه های هیئتی و ادعای این رو داشتند که دارند اصلاح می کنند وضع مداحی رو اما از نظر وجود افراد مشهور بله یک فردی در تهران وجود داشت که بود اون مشهور بود ولی بیشتر افراد  همین بچه هیئتی های ساده بودن.



مشهد وبلاگ :   فرد مشهور رو میتونید نام ببرید؟
کلب الرقیه:  فکر کنم نگم بهتر هست

مشهد وبلاگ :  بسیار خوب
مشهد وبلاگ :  چه هدفی داشتین از ضربه زدن به سید ؟
کلب الرقیه:  هدف این بود که سید رو به زمین زد و جلوگیری بشه از جذب بیشتر جوان ها سمت اون با هر وسیله ای که باشه

 

منبع:مشهد بلاگ


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 15:22 موضوع درباره سید جواد ذاکر | لینک ثابت


داستان های زیبا

  سبك شمردن نماز

مسعدة بن صدقه گويد، شنيدم : شخصى از امام صادق (ع ) پرسيد: ((چرا شما زناكار را كافر نمى نامى ، ولى ترك كننده نماز را كافر مى نامى ؟)).

در پاسخ فرمود: زناكار و مانند او اين كار را بجهت غالب شدن غريزه شهوتش انجام مى دهد، ولى ترك كننده نماز، آن را نمى كند جز بخاطر استخفاف و سبك شمردن نماز، زناكار بخاطر لذت و كاميابى به سوى زن اجنبى مى رود ولى كسى كه نماز را ترك مى كند و قصد آن را دارد، در اين كار لذتى نيست ، پس ترك او بر اثر سبك شمردن است ، و وقتى كه استخفاف و سبك شمردن ، محقق شد، كفر به سراغ او خواهد آمد.

تواضع در برابر شيخ ژوليده

مرحوم آيت الله سيد حسين كوه كمرى (رضوان الله عليه ) از شاگردان صاحب جواهر، مجتهدى مشهور و معروف بود، و در نجف اشرف حوزه درسى معتبر داشت ، هر روز طبق معمول در ساعت معين به يكى از مسجدهاى نجف مى آمد و تدريس مى كرد، آنهم تدريس درس خارج فقه و اصول كه زمينه و مقدمه مرجعيت است .

يك روز او از جائى (مثلا از ديدن كسى ) بر مى گشت و آن روز نيم ساعت زودتر به محل تدريس آمد، هنوز كسى از شاگردانش نيامده بودند، ديد در گوشه مسجد، شيخ ژوليده اى كه آثار فقر از او ديده مى شد، مشغول تدريس ‍ است و چند نفر بدور او حلقه زده اند.

مرحوم سيد حسين خود را به او نزديك كرده و سخنان او را گوش كرد، با كمال تعجب حس كرد كه اين شيخ ژوليده ، بسيار محققانه درس ‍ مى گويد.

روز بعد عمدا زودتر آمد و به سخنان شيخ گوش داد و بر اعتقاد روز پيشش ‍ افزوده گشت .

اين عمل چند روز تكرار گرديد و براى سيد حسين ، يقين حاصل شد كه اين شيخ از خودش فاضلتر است ، و او از درس اين شيخ استفاده مى كند، و اگر شاگردان خودش نيز به جاى خود در درس اين شيخ شركت كنند بهتر است و بيشتر بهره مى برند، اينجا بود كه خود را ميان دو راهى ديد، دو راهى كبر و تواضع ، ايمان و كفر، سرانجام بر كبر و كفر پيروز شد، فردا كه شاگردان اجتماع كردند، به آنها گفت : ((اى دوستان ، امروز مى خواهم تازه اى به شما بگويم ، اين شيخ كه در آن كنار با چند شاگرد نشسته ، براى تدريس از من شايسته تر است ، و خود من هم از او استفاده مى كنم ، همه با هم به درس او مى رويم ، از آن روز همه در جلسه درس آن شيخ ژوليده كه لباس ساده اى پوشيده بود و منش فقيرانه داشت ، شركت نمودند، و از آن پس شاگرد او شدند،

آيا مى دانيد آن شيخ چه كسى بود؟ او مرحوم شيخ مرتضى انصارى صاحب كتاب رسائل و مكاسب ، بود كه بعدها مرجع تقليد و از استوانه هاى تاريخ علماى اسلام گرديد.

 


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 4:6 موضوع داستان هایه زیبا | لینک ثابت


داستان های زیبا

ورود حضرت رضا (ع ) به قم

نظير داستان قبل ، در مورد امام هشتم حضرت رضا (ع ) در قم رخ داد، آن هنگام كه با دعوت اجبارى مأمون (پنجمين خليفه عباسى ) آن حضرت در سال 200 هجرى از مدينه به سوى خراسان حركت كرد، مسير راه آن بزرگوار، از مدينه به عراق و از آنجا به بصره و سپس به بغداد و سپس به قم بود.

وقتى كه امام هشتم (ع ) به قم آمد، مردم قم استقبال گرم و پرشورى از آن بزرگوار نمودند (با توجه به اينكه هنوز حضرت معصومه عليه السلام به قم نيامده بود زيرا حضرت معصومه (ع ) در سال 201 به قم آمد).

هرگروه و جمعى ، آن حضرت را به خانه خود، دعوت مى نمود، و مايل بود كه اين افتخار نصيبش گردد، سرانجام حضرت رضا (ع ) فرمود: ((ناقه (شتر) من خود مأ مور است ، هر جا كه توقف كند، من همانجا پياده مى شوم !)).

ديدند شتر، راه پيمود، تا به در خانه اى رسيد، كه صاحب آن خانه در خواب ديده بود كه مهمان حضرت رضا (ع ) است ، امام در همانجا پياده شد و به خانه او وارد شد و مهمان او گرديد.

و پس از آنكه امام هشتم (ع ) به خراسان رفت ، مردم قم در همان مكان ، مسجد و مدرسه ساختند، و امروز اين مدرسه بنام مدرسه رضويه ، معروف است و در خيابان آذر قم قرار دارد.

 

داستانى عجيب از تجريد روح

مرحوم آيت اللّه حاج شيخ هاشم قلعه اى قزوينى از اساتيد و علماى بزرگ و وارسته حوزه علميه مشهد در حدود سى سال قبل بود، يكى از اساتيد (حضرت آيت اللّه خزعلى در درس تفسير خود) جريان عجيبى در مورد تجريد روح و جدائى موقت آن از بدن كه براى آقاى شيخ هاشم رخ داده بود نقل مى كرد كه ما آن را در اينجا خاطرنشان مى سازيم :
مرحوم شيخ هاشم گفت : مردى بود با علم تجريد روح ، آشنايى داشت ، من نزد او رفتم و از او خواستم روح مرا از بدن تجريد كند، او پذيرفت ، هنگامى كه آماده اين موضوع شدم ، ناگاه ديدم بدنم به گوشه اى افتاد و خودم از آن جدا شدم ، من گفتم خوبست از اين آزادى استفاده كرده و به روستاى خودمان (قلعه ) كه اطراف قزوين است بروم ، ناگاه ديدم در
نزديكى روستا هستم .
در بيرون روستا، در صحرا مردى را ديدم كه به هنگام سحر، آب را از نهر دزديد و به سوى ملك خودش روانه ساخت ، طولى نكشيد ديدم ، صاحب آب آمد و هنگامى كه از دزدى او آگاه گرديد، عصبانى شد و با بيلى كه در دست داشت ، چنان بر سر دزد زد كه او بر زمين افتاد و جان سپرد.
من كاملاً ناظر اين جريان بودم ، ولى او مرا نمى ديد، سرانجام قاتل فرار كرد و جسد مقتول روى زمين ماند.
زنان روستا كه براى بردن آب كنار نهر آمده بودند از جريان قتل آگاه شدند و وحشتزده ، اين خبر را به اهالى روستا رساندند، مردم روستا، دسته دسته به تماشا آمدند ولى از قاتل خبرى نبود، از اين رو حيران و سرگردان بودند كه چه كنند، سرانجام بدن مقتول را به گورستان برده و دفن كردند.
من به خود آمدم كه راستى طلوع آفتاب ، نزديك است ، هنوز نماز نخوانده ام ، ناگهان ديدم در بدنم هستم و شخصى كه روح مرا آزاد كرده بود، به من گفت : حالت چطور است ؟ من آنچه را ديده بودم براى او نقل كردم و تاريخ حادثه را دقى قاً ضبط نمودم .
دو ماه از اين جريان گذشت ، چند نفر از اهالى روستاى قلعه ، به مشهد آمدند و هنگامى كه با من ملاقات كردند، من از حال مقتول جويا شدم ، و بدون اينكه سخنى از قتل او بگويم ، پرسيدم حالش چطور است ؟
گفتند: متأ سفانه دو ماه قبل او را كشته اند و جسد او در كنار نهر يافته شده ، ولى قاتل او شناخته نشده است .
هفت سال از اين جريان گذشت ، من سفرى به روستاى قلعه كردم تا بستگان و دوستان را از نزديك ببينم .
مردم دسته دسته به ملاقات من مى آمدند، تا اينكه شخص قاتل به مجلس ‍ آمد، هنگامى كه مجلس خلوت شد، او را به نزديك خود دعوت كردم و گفتم : راستش را بگو بدانم قاتل فلانكس چه كسى بود؟
او اظهار بى اطلاعى كرد، گفتم پس آن بيل بلند كرد و با آن ، فلانى را كشت ، رنگ از صورتش پريد و فهميد كه من از اين موضوع آگاه هستم ، ناچار جريان را براى من بيان كرد، گفتم : من مى دانستم ، ولى مى خواستم به تو بگويم كه بايد بروى ديه (خونبهاى ) او را به ورثه اش بپردازى و يا از آنها بخواهى كه تو را حلال كنند.

ارادت خاص امام به ذكر مصائب اهلبيت (ع )

 

حجة الاسلام آقاى حاج سيد محمد كوثرى ذاكر معروف قم از سالها قبل روضه خوان خاص امام خمينى (مدظله العالى ) بود و در سالهاى اخير هم كه مشاهده كرده ايد در آغاز محرم و مواقع ديگر در حسينيه جماران در محضر امام روضه مى خواندند.

وى نقل كرد: پس از شهادت آيت الله حاج آقا مصطفى (فرزند ارشد امام خمينى ) من وارد نجف اشرف شدم ، رفقا گفتند خوب موقعى آمدى ، امام را درياب كه هر چه ما كرده ايم در مصيبت حاج آقا مصطفى گريه كنند از عهده برنيامده ايم مگر تو كارى بكنى :

من خدمت امام رسيدم و عرض كردم اجازه مى دهيد ذكر مصيبتى بكنم ؟ امام اجازه دادند، هر چه نام مرحوم حاج آقا مصطفى را بردم تا با آهنگ حزين امام را منقلب كنم كه در عزاى پسر (آنهم چه پسرى ؟) اشك بريزد، امام تغيير حال پيدا نكردند، و همچنان ساكت و آرام بودند، ولى همين كه نام حضرت على اكبر (ع ) را بردم ، هنگامه شد، امام چندان گريستند كه قابل وصف نيست .

براستى اين چيست ؟! جز شيفتگى فوق العاده عرفانى و ملكوتى امام به ساحت قدس خاندان نبوت (عليهم السلام ).

باز در اين مورد، يكى از اعضاء دفتر امام نقل مى كند: يك روز به مناسبت يكى از روزهاى شهادت ائمه (ع ) به اطاق امام رفتيم و مشغول دعاى توسل شديم ، در اثناء دعاى توسل يكى از آقايان ذكر مصيبت مختصرى كرد، با آنكه او روضه خوان ماهر نبود و با حضور امام دست پاچه شده بود و صدايش هم ، بريده بريده بود، همين كه شروع به روضه كرد، با اينكه هنوز مطلب حساسى را بيان نكرده بود، امام چنان به گريه افتادند كه شانه هايشان به شدت تكان مى خورد.

و من وقتى كه زير چشم به سيماى امام نگاه كردم ، دانه هاى پى در پى اشك را كه از زير محاسن ايشان روى زانويشان مى افتاد، ديدم و چند لحظه اى طول نكشيد كه يكى از نزديكان ، از زاويه اى كه امام نبيند به ذاكر اشاره كرد كه روضه را قطع كن ، زيرا كه اين حالت گريه شديد ممكن بود خداى نكرده بر قلب مبارك امام اثر بگذارد.

موضوع ديگر اينكه در حسينيه جماران هميشه صندلى آماده است و امام وقتى وارد بالكن حسينيه مى شوند روى صندلى مى نشينند، ولى در دو مورد اتفاق افتاد كه روى زمين نشستند، يكى هنگامى كه برندگان مسابقه قرآن آمده بودند، امام به احترام قرآن روى زمين نشست ، دوم روز عاشورا به احترام عزادارى امام حسين (ع ).


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 3:56 موضوع داستان هایه زیبا | لینک ثابت


رجعت

در لغت به معناى بازگشت وبازگشتن به دنيا پس از انتقال به جهان ديگر است. و در اصطلاح بدين مفهوم است كه امامان خاندان وحى ورسالت (ع) وانبوهى ازكسانى كه جهان را بدرود گفته اند، بار ديگر پس از حضرت مهدى (ع) وپيش از شهادت او به خواست خداوند واراده حكيمانه او، بدين جهان باز مى گردند. نخستين رجعت كننده، امام حسين (ع) است وپس از ايشان، همه امامان اهل بيت (ع) يكى پس از ديگرى رجعت مى كنند (1)

رجعت، از عقايد مسلم شيعه است و آيات وروايات در اين باره، بيش از حد شهرت وتواتر است . در يادداشت هاى مرحوم دهخدا از ظهور حضرت بقية الله (ع) و از نزول حضرت مسيح (ع) نيز "رجعت " تعبير شده است (2) كه از نظر معناى لغوى درست است ولى از نظر اصطلاح، صحيح نيست زيرا رجعت در اصطلاح كلامى شيعه، عبارت از بازگشت پس از مرگ است، در حالى كه وجود اقدس حضرت صاحب الزمان (ع) در پشت پرده غيبت است واز پرده بيرون مى آيد، و وجود مقدسى حضرت عيسى (ع) در آسمان هاست كه پس از ظهور ولى عصر(ع) او نيز نازل مى شود و در پياده كردن عدالت اجتماعى، يار و مددكار آن مهر تابان مى شود. از اين رهگذر در مورد امام زمان (ع) ظهور تعبير مى شود و درباره حضرت عيسى (ع) "نزول "، و تعبير رجعت اصطلاحى در حق آن ها صحيح نيست. وامَا فرمان رجعت، همانند فرمان ظهور، از طرف خداوند متعال صادر مى شود و جمعى از بندگان خالص خداوندكه سال ها و احياناَ قرن ها پيش ازآن، ديده از جهان فرو بسته اند، باز مى گردند وتجلى قدرت خداوند را در دولت كريمه حضرت مهدى (ع) مي بينند . (3)

سؤال مهم اين است كه آيا رجعت اختيارى است ناگفته پيداست افرادى كه براى انتقام وتنبيه رجعت مى كنند، هرگز به ميل واراده خود برنمى گردند، بلكه به مصداق كافر به جهنم نمى رود، كشان كشان مى برندآن ها نيز ناگرير تن به رجعت نمى دهند، كه رجعت براى آن ها بسيار ذلت بار وسخت است. ولى در مورد مؤمنين به نظر مى رسدكه اختيارى خواهد بود نه اجبارى. مفضل بن عمر مى گويد: در خدمت امام صادق (ع) صحبت از حضرت ولى عصر(ع) شد واز افرادى كه عاشقانه انتظار ظهور او را مى كشند وپيش از نيل به چنين سعادتى از دنيا مى روندگفت وگو شد، فرمود: هنگامى كه حضرت ولى عصر(ع) قيام كند، مأمورين الهى در قبر با اشخاص مؤمن تماس مى گيرند وبه آن ها مى گويند: اى بنده خدا مولايت ظهوركرده است، اگر مى خواهى به او بپيوندى آزاد هستى، واگر بخواهى در نعمت هاى الهى متنعم بمانى باز هم آزاد هستى (4)از اين حديث استفاده مى شود كه رجعت در مورد مؤمنان، اختيارى است .

  1.امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور سيد محمدكاظم قزوينى ص 792.

2. لغتنامه دهخدا حرف راء، ص 295

3. رجعت محمد خادمى شيرازى ص 16.

4. بحارالانوار ج 53، ص 092

 منبع:بسوی ظهور


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 1:26 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


به مناسبت دومین سالگرد سید جواد ذاکر(3)

 کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

هر کس تنها چند شب همدم او می شد محبت اهل بیت در دل او جوانه می زد .چون صحبتی غیر ولایت از او شنیده نمی شد او هر دم به یادسید الشهدا بود او در ورضه و گریستن تاسی به جدش امام زین العابدین کرده بود همانطور که ایشان سر باز می کرد.او هم با تاسی به سید الساجدین می گریست و حکایت مصیبت آنان را تکرار می کرد.بطوری کهآقای سید مهدی قویدل نقل می کند که:با دیدن بچه دو سه ساله حالت او عوض می شد و بیاد حضرت رقیه اشک می ریخت و بی قرار و بی تاب می گردید چنان محبت در دلش شعله ور شده بود.که یکی از دوستان دوران مدرسه اش نقل می کند :که شب زمستانی سید جواد را دیدم که داخل درآب حوض مدرسه شده بود در حالی که سرمای هوا بیداد می کرد با تعجب جلو رفتم و گفتم که :سید سردت نیست؟!.الان است که سرما بخوری از حوض بیرون بیا ولی دیدم که با همان قیافه معصومانه خویش لبخندی زد و گفت هوا خوب است و آب هم گرم است!بیا جلو رفتم دست دراز کرد و گفت دستم را بگیر.دستش را گرفتم به حدی داغ بود که از حرارت بدنش بی تاب شدم و انگشت به دهان مات کرامت این بزرگوار ماندم.

او در همان بدو ورود به رضویه وآشنایی با رفقا و دوستانش مانند آقایان سید علی سجادی .سید مهدی قویدل.ابوالفضل نوری.ودیگران که ذهن حقیر یاری نمی کند.به تمامی این افراد گفته بود که من قبل از سی سالگی از این دنیا کوچ خواهم کرد.وهمه دیدند که این سید به وعده خویش وفا کرد و از این دنیا بار سفر بست.

از سایر خصوصیات اخلاقی سید جواد که اهل رضویه به آن معتقدند. وآن را اذعان می دارند این است که سید جواد بسیار متدین اهل دعا و ذکر بوده و احدی در رضویه از او خلاف شرعی ندید.اذان صبحی که سید جواد در رضویه می گفت.حالت عجیبی در مدرسه ایجاد می کرد و نغمه داودی او انسان را مشتاق راز و نیاز و گلبوسه به مهر و سجاده می نمود.دعا خواندن او در رجب و رمضان انسان را متصل به منبع فیض می نمود آنهم دعایی که مخلوط با روضه و گریه بر ابا عبد الله باشد.

شخصی از اهالی رضویه نقل می کند: که مدتی بود در احوالات سید جواد دقت می کردم و این سوال برایم ایجاد شده بود که آیا کارهایی که او انجام می دهد.درست است یا نه؟ وآیا گریه و ناله مداوم بر سید الشهدا که از او شنیده می شد.منافات با طلبگی ندارد؟در عالم رویا دیدم سید جواد در حالیکه مانند ملکی دو بال بسیار بلند دارد و در اوج ابهت و وقار مشغول پرواز است.کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها.

منبع:ذاکر


 

نوشته شده توسط رضا در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 3:33 موضوع درباره سید جواد ذاکر | لینک ثابت


به مناسبت دومین سالگرد سید جواد ذاکر(2)

من مات علی حب آل محمد مات شهیدا

شانزدهم تير دومين سالگرد سيد جواد ذاکر به دوست داران اهل بيت تسليت باد

از طرف هیئت مکتب الحسین و کربلایی نریمان پناهی فرارسیدن دومین سالگرد وفات تجلی شور و شعور و ذاکر آستان آل الله سید محمد جواد ذاکر (ره) را خدمت حضرت ولیعصر(عج) و خانواده محترم سید و تمامی عاشقان و دوستداران اهل بیت (س) تسلیت عرض مینماییم/.

سید جواد توحید حق را در آیئنه مظاهر تأمه الهی جستجو میکرد و تقرب به وجه الله را نزدیکترین طریق تقرب به حضرت حق می دانست و با ذکر فضائل حسین(ع) عظمت بی نهایت حسین(ع) آفرین و درس توحید تقریر میکرد/.

ذاکر تا نفس در سینه داشت ذکر علی و آل او بر زبان داشت و تا به مذکور نرسید آرام نگرفت. سید سفر کرده ما ذره ذره در بزم محبت اهل بیت(س) آب شد و در عنفوان جوانی پیران طریق را درس عشق و ولا داد و به شوق وصال محبوب ، قفس تن را رها کرد و دنیا را برای وطن فروشان و دنیا طلبان وانهاد و با رویی سپید به لقاء حق و زیارت اجداد طاهرینش شتافت/.

                                         روحش شاد و یادش گرامی 

دانلود سبک کربلایی نریمان پناهی برا سید


 

نوشته شده توسط رضا در جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 13:11 موضوع درباره سید جواد ذاکر | لینک ثابت


به مناسبت دومین سالگرد سید جواد ذاکر(1)

به مناسبت دومین سالگرد آسید جواد ذاکر نوحه هایی که در اولین سالگردش اجرا شد رو برای دانلود گذاشتم:

برای دانلود کلیک راست کرده save target as رو بزنید .

منبع:کشکول


 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 18:44 موضوع درباره سید جواد ذاکر | لینک ثابت


داستانهایی از زبان حجت الاسلام دانشمند

براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد خريد پيازهاى گنديده از فقير به قيمت بالا   522
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد سگى كه روى تابوت بود بعلت اينكه مرده مردى فحاش بود   523
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد جوانى كه زنده شدن مردگان را باور نداشت‏   524
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد مردى كه در حال مرگ بود و اشهد را نميگفت‏   525
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد صحبت در دانشگاه درباره حيوانات‏   502
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد مرد مرده بى سواد - حق الناس علم و ارزش آن‏   503
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد كسى كه خروسى را دزديده بود   504
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد جوانى كه با خودكار تقلبى چك امضا ميكرد   505
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد جوانى كه موتور دزديده بود   506
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد فرد اصفهانى كه از انارهاى باغ مرد يزدى خورد   507
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد كسى كه 7 سال نماز خواند ولى 20 ركعت ثبت شد   508
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد مرد جوال دوز و نمازش‏   509
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد افتادن مار بروى مرد نماز گزار   510
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد آخوندى كه نماز خرخرى ميخواند   511
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد جوانى كه پشيمان بود و نوارهاى خود را جمع كرد   512
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد جوانى كه توبه كرد و نوارهايش را جمع كرد ولى از بين نبرد   513
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد مرد شراب خور كه پاى منبر نشست‏   514
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد كسى كه بعد از صحبت شيخ توبه كرد   515
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد سوزاندن انگشتان براى جلوگيرى از ارتكاب گناه    516
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد آوردن حاجى از مكه با ماشين گلكارى شده‏   517
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد برقرارى تعادل در دنيا و آخرت با استفاده از چوب - بهلول    518
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد مردى كه با امضاء نكردن باعث مرگ شخصى شد   519
براي دانلود نمودن اين صدا روي اين قسمت كليك كنيد براي شنيدن صدا روي اين قسمت كليك كنيد جوانى كه در شب عينك آفتابى زده بود    520
گنحینه معرفت


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 18:38 موضوع دانلود سخنرانی از علما | لینک ثابت


زندگي نامه رسول ترك

در روز 5 اسفند سال 1284 شمسي، در محله قديمي خيابان در شهر تبريز، فرزند مشهدي جعفر و آسيه خانم يعني رسول چشم به جهان گشود. آسيه خانم يکي از گريه کنان روضه امام حسين (ع)، با عشق و محبتي که به مولا داشت فرزند خود را بزرگ کرد ولي بازيهاي روزگار از رسول، جواني خلافکار و لاابالي بارآورد. بعد از سنين بيست و چهار پنج سالگي، رسول شهر و ديار خود را رها کرد و به تهران آمد. از آنجايي که رسول آذري زبان بود در تهران به رسول ترک شهرت يافت. يکي از شبهاي دهه اول محرم بود و رسول ترک دهانش را از نجاستي که خورده بود با آب کشيدن به خيال خود پاک کرد چرا که باز مي خواست به همان هيأتي برود که شبهاي گذشته نيز در آن شرکت داشت. ولي اين بار گويا فرق مي کرد. پچ پچ مسئولان هيأت که با نيم نگاهي او را زير نظر داشتند برايش ناخوشايند بود. رسول يکي از قلدرهاي شروري بود که حتي مأموران کلانتريهاي تهران از اينکه بخواهند با او برخورد جدي داشته باشند بيم و هراس داشتند. مي شود گفت که رسول از انجام هيچ گناهي مضايقه نکرده بود و اين به زعم هيأتي ها که او در مجلسشان بود، گران تمام مي شد. بالاخره يکي از ميان آنها برخواست و در مقابل رسول قد راست کرد و در برابر لبخند رسول، از او با لحني تند خواست که ازمجلس بيرون رود. رسول ساکت بود و فقط با ناراحتي به حرفهاي او گوش مي داد. خيلي ناراحت و عصباني شد ولي چيزي نمي گفت. همه جا را سکوت فراگرفته بود. به گمان بعضي ها و طبق عادت رسول مي بايست دعوايي راه مي افتاد اما او بدون هيچ شکايتي و با دلي شکسته آنجا را ترک کرد و رو به سوي خانه حرکت کرد. هرچند رسول آدمي بسيار قلدر و شرور بود ولي اعتقادش به آقاامام حسين (ع) به اندازه اي بود که به او اجازه نمي داد تا از خادمان حسيني (ع) کينه و عقده اي به دل بگيرد و دعوا کند. آن شب نيز مثل شبهاي ديگر گذشت. صبح خيلي زود بود و هنوز شهر هياهوي روزانه خود را شروع نکرده بود که در يکي از خانه ها باز شد و مردي بيرون آمد. از حالتش پيدا بود که براي انجام امري عادي و روزمره نمي رود. او به سوي خانه رسول ترک مي رفت. به جلوي درخانه رسيد و شروع به در زدن کرد. رسول با شنيدن صداي در، خود را به پشت در رساند و در را باز کرد. پشت در کسي را مي ديد که به طور ناخودآگاه نمي توانست از او راضي باشد، بله، حاج اکبر ناظم مسئول هيأت ديشبي بود. همان هيأتي که رسول ديگر حق نداشت به آنجا برود. اما برخورد گرم و صميمي حاج اکبر حکايت از چيز دگيري داشت. بعد از کلي معذرت خواهي، از رسول خواست تا در شبهاي آينده در جلسات آنها شرکت کند اما چرا؟ مگر چه شده؟ ناظم ديگر بيش از اين نمي خواست توضيح دهد ولي اصرار رسول پرده از رازي عجيب برداشت.


مرحوم حاج اکبر ناظم در شب گذشته در عالم خواب ديده بود که در شبي تاريک در صحراي کربلاست. او تصميم مي گيرد که به طرف خيمه هاي امام حسين (ع) برود ولي متوجه مي شود که سگي در حال پاسباني از آنجاست و به هيچ کس اجازه نزديک شدن به آن خيمه ها را نمي دهد. ناظم زماني که مي خواهد به آنجا نزديکتر شود، سگ به او حمله مي کند. وقتي که مي خواهد خود را از چنگال آن سگ رها کند متوجه منظره اي عجيب مي شود، بله، چهره آن سگ همان چهره رسول ترک بود. مسئول پاسباني از خيمه ها ي امام حسين (ع) را رسول ترک برعهده داشت. اين همان چيزي بود که در رسول انقلابي عظيم ايجاد کرد و به يکباره از رسول ترک، حربن يزيد رياحي ديگري ساخت. بله، رسول به يکباره اسير زلف يار شده بود و ديگر هر چه بر زبان مي آورد شهد و شکري سوزان بود؛ دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند او از آن روز به بعد يکي از شيداترين و دلسوخته ترين دلداده ها و ارادتمندان به امام حسين (ع) مي شود به گونه اي که هر سخني  که از او درباره آقا بيرون مي آمد، هر شنونده اي را گريان و منقلب مي ساخت و از اين رو به حاج رسول ديوانه شهرت يافت و داستانهاي شگفت انگيزي از او نقل مي شود که ارادت او را به اين خاندان عزيز اثبات مي کند.
سرانجام در شب نهم دي ماه سال 1339 شمسي مصادف با پانزدهم رجب سال 1380 قمري درحالي که او حاج اکبر ناظم را بر بالين خود مي بيند با گفتن مکرر »آقام گلدي ، آقام گلدي« روح بزرگش از بدنش خارج و به ديار باقي مي شتابد. جنازه مطهرش را در قم، در کنار تربت پاک خانم فاطمه معصومه (س) در قبرستان حاج آقاي حائري (قبرستان نو) به خاک مي سپارند. روحش همنشين ابدي مولايش باد.

ذاکر


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 8:30 موضوع زندگی رسول ترک | لینک ثابت


مداحی از حاج مهدی اکبری

 

 

               

 

( عاشق و سوخته ام وا بكذاريد مرا )

دانلود مستقیم : کلیک کنید (کلیک راست کنید و گزینه save target as  را بزنید )

 

 

 ( آي آدما ما گم شديم تو شهر رنگي شما )

دانلود مستقیم :  کلیک کنید  (کلیک راست کنید و گزینه save target as  را بزنید )

 

 

 ( آري صد بهشت با قشنگي و با تموم شور و شينش )

دانلود مستقیم :  کلیک کنید  (کلیک راست کنید و گزینه save target as  را بزنید

 

 

( سر تو روبرومه ديگه كارم تمومه)

دانلود مستقیم :  کلیک کنید  (کلیک راست کنید و گزینه save target as  را بزنید )

 

 

مناجات با امام زمان ( فريب ما مخور آقا دروغ ميگوييم )

دانلود مستقیم :  کلیک کنید  (کلیک راست کنید و گزینه save target as  را بزنید )

منبع:دانلود مداحی


 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 23:3 موضوع مهدی اکبری | لینک ثابت


سبک های کم یاب از مرحوم سید جواد ذاکر

الا ای همسفر ... کمی آهسته تر

قسمتی از ایام فاطمیه 84 در هیئت دیوانگان حسین (ع)    دانلود

شهادت حضرت امام صادق (ع) 81

روضه این مجلس که واقعا زیباست ...  دانلود
 
ساقیا گفتی سبویت را پر از می می کنم کی می کنی

یه مناجات زیبا که میلاد امام باقر (ع) سال 80 اجرا شده است ...  دانلود
 
ملیکه ملک لا مکانی ... حبیبه صاحب الزمانی

یه نوحه زیبا و کمیاب دیگه از مرحوم ذاکر ...  دانلود
 
یا حبیبی یا حبیبی یا حسین ...

سبک سنگین و بسیار زیبا و کمیاب دانلود
 
روز و شب دنبال حسینم ...

یه سبک سنگین فوق العاده زیبا و کمیاب  دانلود
 
بسپاریدم به خاک آستان میخانه ...

یه سبک سنگین و فوق العاده زیبا و البته کمیاب  دانلود
 
مدح حضرت زهرا (س)

خواهي ار لذت گفتار بگو يا زهرا

تبريز سال 1380 - آخرشم تركي هست  دانلود
 
شهادت امام هادي 81 - ديوانگان حسين كاشان

كار گل زار شود گر تو به گلزار آيي  دانلود
 
شهادت امام هادي 81 - ديوانگان حسين كاشان

مسجد نشناسم من رسواي خراباتم 
  دانلود
 
شادی روح مرحوم ذاکر فاتحه فراموش نشه
منبع:ذاکرین


 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 18:10 موضوع دانلود از مرحوم سید جواد ذاکر | لینک ثابت