تبليغاتX
انسان کامل
مرحوم سید جواد ذاکر 21 رمضان 1378 ( پخش برای اولین بار )

Imageروضه و نوحه شب 21 رمضان 1378 مرحوم سید جواد ذاکر که در هیئت شیفتگان حضرت رقیه (س) - قم اجرا شده است را می توانید به صورت صوتی  دریافت کنید. 

 

صدای ناله می آید ز محراب ( روضه )

بگذار آدمیان طعنه زنند ام گویند

یاعلی شب تا سحر کروبیان


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 20:18 موضوع دانلود از مرحوم سید جواد ذاکر | لینک ثابت


مرحوم سید جواد ذاکر 19 رمضان 1382

Imageروضه و نوحه شب 19 رمضان 1382 مرحوم سید جواد ذاکر که در هیئت شیفتگان حضرت رقیه (س) - قم اجرا شده است را می توانید به صورت صوتی از  دریافت کنید.
 

 

الا ای تیرگی های شب ای خاموشی صحرا ( روضه )
نه لوح نه قلم نه ارض و نه سما بود

 


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 20:13 موضوع دانلود از مرحوم سید جواد ذاکر | لینک ثابت


حاج عبدالرضا هلالی گلچین شهادت حضرت علی (ع) 1383

Imageگلچین سینه زنی و روضه شهادت حضرت علی (ع) 1383 حاج عبدالرضا هلالی را که در هیئت الرضا (ع) - تهران اجرا شده است را می توانید در قالب ( 8 قطعه / 44 دقیقه ) به صورت صوتی دریافت کنید.


 

دیوانه و مستم مجنون تو هستم
چرا تو بی قراری بابا حیدر بابا حیدر
در کوچه درویشان یک شب گذرم افتاد
علی مولا علی جان
علی علی علی حیدر مدد
محراب و مسجد غرق شور و شین است
روضه حضرت امیرالمومنین (ع)
باباجون اشک چشات عالمی رو غرق می کنه ( روضه )


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 20:8 موضوع عبدالرضا هلالی | لینک ثابت


كربلايي حسين سيب سرخي شب 6 رمضان 87

Active Image

نوحه هاي اجرا شده در شب ششم ماه رمضان - هيئت روضه العباس16/6/87

 

روضه

اي واي غريب اي واي حسين

كرب و بلا كربلا كربلا

علي علي حيدر ياحيدر مدد

اشهد ان علي ولي الله

مولا مولا  

من و بين الحرمين ديوونه كرده

عاي علي


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 20:5 موضوع حسین سیب سرخی | لینک ثابت


شب قدر ما رو هم دعا کنید

  شب قدر است اگر قدرش بدانی

انسان کامل
شب قدر یعنی شب نزول قرآن بر قلب هایی که سالها گــدایی مــعبود را کرده اکنون امید به کـــرم او دارد.
یعنی پشت پا زدن به هرآنچه مانع رسیدن به جمال اوست. و خون دل خوردن. یعنی کسب عــــــلم و معارف حقه و در مراحل بعدی شهود معقولات و معارف. که بالاترین حقیقت در عالم هستی قرآن است و جـــــامع تمام علوم. به شرط آنکه شرط « لا یمسه الا المطهرون » را برای جان هایمان رعایت کنیم و شجره وجودمان را دست استاد به مقصد رسیده بدهیم آنوقت می شویم صورت کتبیه قرآن که مــــقام اکمل آن را پـــیامبر و حضرت امیر دارند همانطور که عالم صورت عینیه قرآن است. و عمده در این مسائل اخــــلاص در عمل است برای تجلی اسماء و صفات در دل سالک که مسائل ناچیز متافیزیکی را قدرت سیر این مسائل ثقیل را نیست.

التماس دعا...


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 16:1 موضوع ویژه ماه رمضان | لینک ثابت


حضرت علی از زبان پیامبر در منابع اهل سنت-4

علی(علیه السلام) از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم ) در منابع اهل سنت ......... 4


محبّت به علی(ع)
یقیناً اطاعت و پیروی بدون محبت و عشق یا ممکن نیست و یا بسیار سخت و طاقت فرساست.
آنچه اطاعت و پیروی صددرصد از یک امام و پیشوا را شیرین و سهل و راحت می‏سازد محبّت به آن رهبر است. علی(ع) از رهبرانی است که در طول تاریخ محبوب بوده است، درباره محبّت به آن حضرت آن قدر روایات فراوانی وجود دارد که یک کتاب قطور خواهد شد، آنچه به عنوان حسن ختام بیان می‏شود برخی روایات است از منابع اهل سنّت:

1- پیامبراکرم(ص) فرمود: «عنوان صحیفة المؤمن حبّ علیّ بن ابیطالب(ع)؛ سرلوحه و تیتر نامه کردار مؤمنین دوستی علی بن ابی طالب است. هر کس دوست می‏دارد زندگیش همانند من(خداپسندانه) باشد و مردنش همانند من و جایگاهش در بهشتی باشد که پروردگارم درختان آن را کاشته باید «دوستدار علی» باشد و دوستان علی را نیز دوست بدارند، و به پیشوایان پس از من (از فرزندان علی) اقتدا نمایند زیرا آنان عترت و ذریه و فرزندان من هستند و از گِل من به وجود آمده‏اند، و از طرف خدا رزق و علم داده شده‏اند، وای بر تکذیب کنندگان فضل آنها از امّت من، آنانی که صِله من با آنها را قطع می‏کنند، و خداوند شفاعتم را به آنها نرساند.»(35)

2- جابر از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است که پیامبر فرمود: «جبرئیل از طرف خدای عزیز و جلیل ورقه سبزی از یاس را آورد که بر روی آن (با رنگ) سفید نوشته بود: «انی افترضت محبّة علیّ بن ابی طالب علی خلقی عامةً، فبلّغهم ذلک عنّی؛(36) براستی من محبت علی را بر همه مردم واجب کردم و این را از طرف من (به همه) برسان.»(37)

3- ابوبرزه می‏گوید: پیامبر اکرم در حالی که ما نشسته بودیم فرمود: روز قیامت از چهار چیز پرسش می‏شود قبل از آن که کسی قدم از قدم بر دارد: 1- از عُمر که کجا فانی نموده 2- از بدنش که کجا کهنه کرده 3- و از مالش که از کجا آمده و کجا مصرف شده است 4- و عن حبّنا اهل البیت؛ و از دوستی ما اهل بیت پرسش می‏شود. فقال له عُمَرُ: فما آیة حبّکم من بعدکم؟ قال: فوضع یده علی رأس علیّ - و هو الی جانبه - و قال ان حبّی من بعدی حبّ هذا؛ پس عمر به حضرت عرض کرد: نشانه محبّت به شما بعد از شما چیست؟ راوی می‏گوید: پیامبر دست خود را بر سر علی - در حالی که در کنارش نشسته بود - قرار داد و فرمود: براستی محبّت به من بعد از (مرگ) من محبّت به این (علی) است.»(38)

4- مناقب با اسنادش از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «یا علی! هرگاه بنده‏ای خدای عزیز و جلیل را بندگی کند همانند آن مقداری که نوح در میان قومش ماند(بیش از هزار سال) و برایش به اندازه کوه احد طلا باشد و آن را در راه خدا ببخشد، پس آن را در راه خدا انفاق کند و عمرش به قدری طولانی شود تا هزار مرتبه با پای پیاده به حج مشرّف شود سپس در میان (کوه) صفا و مروه مظلومانه شهید گردد، ولی محبّت و ولایت تو را نداشته باشد، ای علی! بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد و داخل بهشت نخواهد شد.»(39)

و راستی با این نمونه‏ها و صدها امثال آن درباره محبّت علی(ع) باز کسی می‏تواند دشمن علی باشد جز کسانی که پیامبر اکرم(ص) آنها را این گونه معرّفی نمود: «فانّه لایبغضک من العرب الّادعی ولامن الانصار الّا یهودی و لا من سایر النّاس الّا شقی؛(ای علی!) براستی تو را دشمن نمی‏دارد از عرب مگر کسی که زنازاده باشد و نه از انصار مگر کسی که یهودی باشد، ونه از سایر مردم مگر کسی که شقی باشد.»

===========================================
پی‏نوشت‏ها:
1- روضةالمتقین، ج 13، ص 265.
2- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 268.
3- محمد تقی مجلسی، روضةالمتقین، ج 13، ص 273.
4- در نقل بحارالانوار دارد، «الرّیاض = با همه درختان» ر ک بحارالانوار، ج 28، ص 197 و بحار ج 35، ص 8 - 9.
5- المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 32، ابن شاذان، مأة منقبه، قم مدرسةالامام المهدی(ع)، ص 177، حدیث 99، این حدیث را منابع متعدد اهل سنت مانند، عسقلانی، لسان المیزان، ج 5، ص 62، ذهبی، میزان الاعتدال، ص 467و...نقل نموده است.
6- المناقب، همان ص 32، حدیث 2؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 19، ینابیع المودة، قندوزی باب 56، مناقب السبعون، حدیث 70.
7- به نقل از شیخ طوسی، امالی، قم، دارالثقافه، 1416، ص 416، مجلس 14، دیلمی، ارشادالقلوب، انتشارات شریف رضی، 1412 ه.ق، ج 2، ص 363؛ علامه حلّی، شرح تجرید الاعتقاد، جامعه مدرسین قم، ص 221.
8- المناقب همان، ص 83، حدیث 70، و ص 311، حدیث 309.
9- کنزالعمّال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 622، حدیث 33024.
10- همان، روایت 33023.
11- المناقب، همان، ص 64.
12- همان، ص 69، حدیث 42.
13- خصال صدوق، جامعه مدرسین، ج 2، ص 651.
14- المناقب، همان، ص 144، روایت 167.
15- همان، ص 82، روایت 67، فرائد السمطین، جوینی، ج 1، ص 97، کفایة الطالب، الکرخی ص 332.
16- همان، ص 82، روایت 68 ؛ و حلیة الاولیاء، ابی نعیم، ج 1، ص 64.
17- المناقب، همان، ص 91، روایت 84، انساب الاشراف، ج 2، ص 124.
18- کنزالعمّال، همان، ج 11، ص 605، حدیث 32926.
19- المناقب، همان، ص 319، حدیث 322.
20- بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، ج 41، ص 21 ذیل روایت 28.
21- اشک شفق، ص 182.
22- المناقب، ص 326، ح 335.
23- همان، ص 85، روایت 84.
24- همان، ص 319، حدیث 322.
25- ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، بیروت، مکتبةالمعارف، ج 7، ص‏346.
26- المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، بیروت، دارالمعرفه، ج 3، ص 124، ینابیع المودة، سلیمان قندوزی، باب 20، ص 103، تاریخ الخلفاء سیوطی، باب فضائل علی(ع)، ص‏173.
27- المستدرک للحاکم همان، ج 3، ص 124، حدیث 61، فرائد السمطین، همان، ج 1، ص 439، ینابیع المودة، همان، باب 20، ص 104، هیثمی، مجمع الزوائد، ج 9، ص 135.
28- المناقب، همان، ص 105، روایت 108.
29- همان، ص 105، روایت 109.
30- خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 6، ص 221، شماره 3275؛ ینابیع المودة، همان، باب 42، ص 148؛ تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 2، ص 431.
31- المناقب، همان، ص 267، ح 249.
32- المناقب، همان، ص 316، حدیث 316؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 78.
33- کنزالعمال، همان، ج 11، ص 614، روایت 32971.
34- تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج 4، ص 410، و ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج 1، ص 86.
35- المناقب، همان، ص 66، روایت 37.
36- همان، ص 77، روایت 59.
37- المناقب، ص 67، روایت 40؛ خوارزمی مقتل الحسین، ج 1، ص 69، ینابیع الموده، همان ص 252؛ و ج 2، ص 76 ؛ لسان المیزان، ج 5، ص 219 ؛ مودة القربی، شافعی همدانی، چاپ لاهور؛ ص 64 ؛ مناقب ابن مردویه، ص 73.
38- المناقب، خوارزمی، همان، ص 323، روایت 330.


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:39 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


حضرت علی از زبان پیامبر در منابع اهل سنت-3

علی(علیه السلام) از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم ) در منابع اهل سنت ......... 3



امامت علی(ع)


آن علم بی پایان و آن عبادت بی مثال زمینه لیاقت امامت و پیشوایی او را فراهم نموده است. روایاتی که بر امامت بلافصل آن مولا در منابع اهل سنّت وجود دارد بیش از آن است که منعکس گردد و از طرفی حدیث معروف ثقلین، حدیث منزلت، حدیث یوم الدّار، حدیث غدیر و امثال آن که معروفند و متواترند بارها مطرح شده و در منابع فراوانی آمده است. آنچه در این جا بدان اشاره می‏کنیم برخی روایاتی است که دلالت صریحتری دارند و کمتر در گفته‏ها به آن‏ها اشاره شده است:

1- پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمود: انگشتر به دست راست کن تا از مقرّبین باشی،عرض کرد یا رسول اللّه ؟ چه انگشتری بر دست کنم. فرمود: عقیق سرخ پس براستی آن کوه و سنگی است که به وحدانیّت خدا اقرار کرده است: «ولی بالنّبوّة ولک بالوصیّة ولولدک بالامامة...؛(23) و به نبوت من و جانشینی (بلافصل) تو و امامت (یازده نفر) فرزندانت اقرار نموده است.»

2- از ابن بریده...نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لکلّ نبیٍّ وصیّ و وارث و انّ علیّاً وصییی و وارثی؛(24) برای هر پیغمبری جانشین و وارثی است، و براستی علی جانشین و وارث من است.»

3- در روایت مربوط به عبادت آن حضرت این جمله را داشتیم که خداوند به ملائکه‏اش فرمود: «اشهدکم انّه امام خلقی و مولی بریّتی؛(25) شما را شاهد می‏گیرم که او (علی) امام مخلوقم و سرپرست آفریده‏های من است.»

4- عمروبن میمون از ابن عباس نقل نموده که رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: «انت ولیّ کلّ مؤمنٍ بعدی؛(26) یا علی! تو بعد از من رهبر و سرپرست تمام مؤمنین هستی.»
در این حدیث با توجّه به کلمه «بعدی» معنای ولیّ صراحت در رهبری و امامت دارد، و معنی ندارد که پیامبر بفرماید تو محبوب مؤمنان بعد از من هستی.

راستی باید گفت پیامبر اکرم(ص) در معرّفی علی(ع) و بیان منزلت‏ها و مقامات امیرمؤمنان (ع) هرگز کوتاهی نکرد و با شیوه‏های مختلف محوریت و رهبریت او را به جامعه معرّفی نمود، گاه دست او را بالا برد و فرمود: «این علی مولا و رهبر مردم است» و گاه می‏فرمود: «علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا...؛(27) علی با قرآن است و قرآن با علی(ع) است و هرگز آن دو از هم جدا نمی‏شوند.»

و گاه او را محور حق معرّفی نمود، در حدیث متواتر این جمله آمده است که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «علیّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ و لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض یوم القیامة؛(28) علی با حق است و حق با علی است و هرگز آن دو از هم جدا نمی‏شوند تا در روز قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»

در روایت دیگر فرمود: «سیکون من بعدی فتنة، فاذا کان ذلک، فالزموا علی بن ابی طالب، فانّه الفاروق بین الحقّ و الباطل؛(29) بزودی بعد از من فتنه(ها) پیدا می‏شود، پس همراه علی بن ابی طالب باشید، زیرا او(معیار) جدا کننده بین حق و باطل است.»
و فرمود: «کسی که از علی جدا شود از من جدا شده، و کسی که از من جدا شود از خدا فاصله گرفته است.»(30)

قرآن در شأن علی(ع)


آیات فراوانی را علمای اهل سنّت و مفسرین آنها در شأن امام علی(ع) تفسیر کرده‏اند و در تأیید آن روایاتی را از پیغمبر اکرم(ص) آورده‏اند به طوری که برخی از آنها مانند ابن حجر، خطیب بغدادی، سیوطی، گنجی شافعی، ابن عساکر، شیخ سلیمان قندوزی و... از ابن عباس نقل کرده‏اند که گفت: «نزلت فی علیّ ثلاث مأئة آیه؛(31) سیصد آیه در شأن علی(ع) نازل شده است.»

و همین ابن عباس از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «ما انزل آیة فیها «یا ایّها الذین آمنوا» و علیّ رأسها و امیرها؛و آیه‏ای که در آن «یا ایّها الذین آمنوا» آمده، نازل نکرده است خداوند مگر آن که علی در رأس آن قرار دارد.»(32) یعنی تمامی این آیات در ابتدا و قبل از همه در شأن علی و مربوط به آن حضرت است.

اطاعت از علی(ع)


وقتی علی(ع) امام و پیشوای مردم است و محبوب پیغمبر، و دارای علم لدنّی و الهی، و در اوج طاعت و بندگی قرار دارد، و معیار حق و باطل و ثقل جدا نشدنی از قرآن بحساب می‏آید بر مردم است که از او و هر کس را که او تعیین نموده است اطاعت کنند، و این اطاعت لازم و ضروری است پیامبر عظیم الشأن درباره اطاعت و پیروی از امیرمؤمنان تعبیرات فوق العاده ارزشمندی دارد که به نمونه‏هایی اشاره می‏شود:

1- سلمان با سندش به فاطمه زهرا(س) نقل می‏کند که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علیکم بعلیّ بن ابی طالب علیه السّلام فانّه مولاکم فاحبّوه، و کبیرکم فاتّبعوه، و عالمکم فاکرموه، و قائدکم الی الجنّة(فعزّزوه) و اذا دعاکم فاجیبوه و اذا امرکم فاطیعوه، احبّوه بحبّی و اکرموه بکرامتی، ماقلت لکم فی علیٍّ الّا ما امرنی به ربّی جلّت عظمته؛(33)

بر شما باد به (همراهی) علی بن ابی طالب علیه السلام، براستی او مولا و سرپرست شماست پس او را دوست بدارید، و بزرگ شماست پس از او پیروی کنید و دانشمند شماست پس از او اکرام کنید و پیشوای شما به سوی بهشت است پس او را عزیز دارید، هرگاه شما را (به کاری) دعوت کند اجابت کنید، و اگر دستور داد اطاعت کنید، بخاطر دوستی من او را دوست بدارید و به خاطر بزرگی من او را بزرگ شمارید.(بدانید) من چیزی درباره علی به شما نگفتم جز آنچه خدای بزرگ عظمت به آن امر کرده است.»

حدیث آن قدر گویا و روشن است که نیازی به هیچ توضیحی ندارد، و بالصراحة می‏گوید آنچه درباره علی(ع) سفارش شده، تماماً اوامری است که از سوی خداوند متعال صادر شده است راستی اگر جامعه اسلامی فقط به همین حدیث عمل می‏کردند، این همه دچار انحراف و اختلاف و انشعاب نمی‏شدند.

2- پیامبراکرم(ص) به عمّار فرمود: «یا عمّار! ان رأیت علیّاً قدسلک وادیّاً و سلک النّاس وادیاً غیره فاسلک مع علیّ ودع النّاس انّه لن بدلک علی ردی و لن یخرجک من الهدی؛(34) ای عمّار! اگر دیدی علی به راهی می‏رود، و مردم به راهی غیر از او، تو با علی حرکت کن، و مردم (دیگر) را رها کن، زیرا علی (فقط بر حق هدایت می‏کند و) بر بدی و پستی راهنمایی نمی‏کند و از هدایت خارج نمی‏سازد.»

و با تأسف باید گفت اکثریت مردم به هر راهی رفتند و سرشان به سنگ خورد، جز راه علی را. و فقط گروه قلیلی در طول تاریخ با علی و راه علی و اهداف و آرمان‏های علی ماندند.


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:38 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


حضرت علی از زبان پیامبر در منابع اهل سنت-2

علی(علیه السلام) از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم ) در منابع اهل سنت ......... 2



محبت و علاقه پیامبر(ص) به علی(ع)

هر کس جامع کمالات باشد محبوب دلها نیز هست، پیامبر اکرم(ص) که خود محبوب عالمیان و خوبان و پاکان است، عاشق شیدای علی است، چرا که به تصریح آیه مباهله، علی جان پیامبر است «انفسنا» و جان هر کس شیرین و دوست داشتنی است.
به همین جهت بارها پیامبر اکرم(ص) می‏فرمود: «من احبّ علیّاً فقد احبّنی...؛(9) هر کس علی را دوست بدارد به من محبّت ورزیده است.» و فرمود: «محبّک محبّی و مبغضک مبغضی؛(10) دوستدار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من.»

شخصی از پیامبر اکرم(ص) پرسید: «یا رسول اللّه انّک تحبّ علیّاً؟ قال: او ماعلمت انّ علیّاً منّی و انا منه؛(11) ای رسول خدا علی(ع) را دوست می‏داری؟ فرمود: مگر نمی‏دانی که علی از من و من از اویم.»
آیا کسی جان شیرین و پاره تنش را دوست نمی‏دارد؟

مناقب با اسنادش از رسول خدا نقل می‏کند که آن حضرت فرمود: «انّ اللّه عزّ و جلّ امرنی بحبّ اربعةٌ من اصحابی و اخبرنی انّه یحبّهم. قلنا: یا رسول اللّه من هم؟ فلکنّا یحبّ ان یکون منهم، فقال: الا انّ علیّاً منهم ثم سکت، ثمّ قال: الا انّ علیّاً منهم ثمّ سکت؛(12) براستی خدای عزیز و جلیل مرا امر کرده است به دوستی چهارنفر از اصحاب، و خبر داد مرا که خداوند(نیز) آنها را دوست می‏دارد، گفتم: ای رسول خدا آنها کیستند؟ پس هر یکی از ماها دوست داریم جزو آنان باشیم. پس فرمود: آگاه باشید علی از آنهاست، سپس سکوت کرد، دوباره فرمود: به راستی علی از آنهاست و سکوت کرد.»

عایشه می‏گوید: هنگامی که رسول خدا(ص) به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید، من به سراغ ابی بکر رفتم و او را احضار نمودم. وقتی ابابکر بر پیغمبر داخل شد حضرت نظری به سوی او افکند سپس از او روی گردانید و (برای مرتبه دوم) فرمود: «ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید. آنگاه حفصه عمر را احضار کرد پیغمبر همان گونه که از ابی‏بکر روی گردانید از عمر نیز روی گرداند. عایشه گوید: من گفتم وای بر شما پیغمبر علی بن ابی طالب(ع) را می‏خواند، سوگند به پروردگار جز علی را نمی‏خواهد. پس رفتند سراغ علی (ع)، وقتی که پیغمبر علی را دید، او را محکم به سینه چسبانید آنگاه در گوش آن حضرت هزار حدیث بیان فرمود که هر حدیثی راهگشای هزار حدیث بود.»(13)

از ابن عباس نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علیّ منّی مثل رأسی من بدنی؛(14) علی نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن.»

صد البته که محبّت‏های پیامبر اکرم(ص) به علی صرف محبّت عاطفی نیست بلکه بر اساس لیاقت‏ها و کمالاتی است که مولا علی(ع) دارا می‏باشد که به نمونه‏هایی از کمالات و فضائل آن حضرت، از زبان خود پیامبر اکرم(ص) اشاره می‏شود.

علم علی(ع)

علم و دانش علی اکتسابی نیست تا استاد برتر از خود و شاگردان و هم دوره‏هایی همسان خود داشته باشد، بلکه علم او «لدنی» است و و ریشه در علم الهی و آسمانی دارد، به این جهت علم او برهمه انسان‏های معمولی و غیر مرتبط با وحی آسمانی برتری و امتیاز دارد، و به همین جهت است که حتی در منابع اهل سنّت نیز از او به عنوان «اعلم النّاس» یاد شده است که به نمونه‏هایی اشاره می‏شود:

1- پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اعلم امّتی من بعدی علیّ بن ابی طالب علیه السّلام؛(15) داناترین امّت من بعد از من علی بن ابی‏طالب(ع) است.»

2- عبداللّه بن مسعود می‏گوید، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «قُسّمت الحکمة علی عشرة اجزاءٍ فاعطی علیّ تسعة و النّاس جزءً واحداً؛(16) حکمت (و دانش) به ده جزء تقسیم شده است و به علی نه قسمت آن و به (مابقی مردم) یکدهم داده شده است.»

تمامی علوم بشری و پیشرفت‏های آن جزء همان یکدهم است، و علم علی(ع) نه برابر دانش تمامی بشریت است. و راز آن هم این است که ریشه در مهبط وحی الهی یعنی پیغمبر اکرم(ص) دارد، که خود فرمود: «انا مدینة العلم و علیٌ بابها، فمن ارادالعلم فیأت الباب؛(17)من شهر علم (الهی و وحیانی) هستم و علی دَرِ آن است پس هر کس اراده دانش دارد باید از درب (شهر) وارد شود».

3- عایشه درباره علی(ع) می‏گوید: «هو اعلم النّاس بالسّنة؛(18) او داناترین مردم نسبت به سنّت (پیامبر اکرم(ص)) می‏باشد.» ای کاش خود عائشه به این حدیث عمل می‏کرد، و به توصیه‏های امیرمؤمنان(ع) توجّه می‏کرد و جنگ جمل را به وجود نمی‏آورد.»

4- پیامبر اکرم(ص) بعد از تزویج فاطمه به علی(ع) به دختر خود فرمود: «زوّجتک خیر اهلی، اعلمهم علماً و افضلهم حلماً و اوّلهم سلماً؛(19) تو را به تزویج بهترین بستگانم و اهلم درآوردم، که از نظر دانش داناترین، و از نظر حلم و بردباری برترین، و از نظر اسلام اوّلین می‏باشد.»

عبادت علی(ع)

عبادت و بندگی مولا امیر مؤمنان علی(ع) شهره جهان است، و مرکز ثقل مقامات و منزلت‏های علی(ع) در کنار علم خدادادی همان عبادت‏ها و نمازها و ناله‏ها و نیازهای شبانه اوست، این مسئله تا آنجا اهمیت دارد که خداوند به ملائکه مباهات و فخرفروشی بوسیله عبادت‏های امیرمؤمنان می‏کند.

پیامبر اکرم(ص) می‏فرماید: صبحگاهی جبرئیل با شادی و حالت بشارت بر من وارد شد. گفتم حبیب من چه شده تو را خوشحال و بشارت رسان می‏بینم؟ پس گفت: ای محمد!(ص) چگونه خوشحال نباشم و حال آن که چشمم بخاطر اکرامی که خداوند نسبت به برادرت و جانشینت و امام امتت علی بن ابی طالب روا داشته، روشن شده است، پس پیامبر اکرم(ص) فرمود: چگونه خداوند برادرم و امام امتم را گرامی داشته است؟

«قال: باهی بعبادته البارحة ملائکته و حملة عرشه و قال: ملائکتی انظروا الی حجّتی فی ارضی علی عبادی بعد نبیّی، فقد عفر خدّه فی التّراب تواضعاً لعظمتی، اشهدکم انّه امام خلقی و مولی بریّتی؛(20)گفت: خداوند با عبادت دیشب علی بر ملائکه و حاملان عرش مباهات نموده است. و فرموده است: ملائکه من نگاه کنید به حجّتم بر برندگانم در زمین بعد از پیغمبرم، براستی صورت و گونه‏اش بر خاک نهاده است بخاطر تواضع در مقابل عظمت من، شما را شاهد می‏گیرم که او (علی) پیشوای مخلوقم، و سرپرست مردمان من می‏باشد.»

در منابع شیعه آن قدر از عبادت امیرمؤمنان(ع) سخن به میان آمده که نیاز به یک کتاب دارد، خالی از لطف نیست که به ترجمه یک روایت اشاره کنیم:

ضراربن ضمره در حضور معاویه درباره علی(ع) چنین گفت: «پس خدا را شاهد می‏گیرم که او را در بعض جایگاهش دیدم. در وقتی که شب پرده‏های تاریکی‏اش را انداخته بود و ستارگان ظاهر شده بودند، در حالی که در محرابش ایستاده بود و محاسن خود را بر دست گرفته و مانند انسان مار گزیده به خود می‏پیچید و چون انسان غمدیده گریه می‏کرد... (گویا هنوز آواز او را در گوش جان دارم که می‏فرمود:) آه آه از کمی توشه، طولانی بودن سفر، وحشت راه و بزرگ بودن جایگاه ورود.»

پس آنگاه اشک معاویه جاری ش دو با آستینش آن را پاک کرد و دیگران هم اشک ریختند سپس معاویه گفت، آری ابوالحسن چنین بود...»(21)

نیمه شب زمزمه‏ای هست بلند / که مرا می‏گسلد بند از بند
هست جانسوزتر از ناله نی / کرده صد ناله به یک زمزمه طی
چه روان بخش صدایی دارد / سوز عشق است و نوایی دارد
بس که با شور و نوا دمساز است / به سماوات طنین انداز است
آسمان‏ها همه با آن عظمت / رفته زین حال فرو در حیرت
دشت و صحرا همه در بهت و سکوت / که بلند است نوای ملکوت
این نوای ابدیت ازلیست / شاید آهنگ مناجات علی است
نیمه شب خلوت و رازی دارد / با خدا راز و نیازی دارد(22)


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:36 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


حضرت علی از زبان پیامبر در منابع اهل سنت-1

علی(علیه السلام) از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم ) در منابع اهل سنت ......... 1


در مدح تو ای مظهر اضداد چه گوییم / بالاست مقام تو و گفتار قصیر است‏
با این که تویی پادشه عالم هستی / کرباس تو را جامه و فرش تو حصیر است‏

راستی درباره عظمت و فضائل و مقامات امیرمؤمنان علی(ع) سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل می‏نماید ولی با مقداری فرورفتن در بحر فضائل بی‏شمار او انسان متوجه می‏شود که بیان فضائل سخت مشکل و دشوار است «که عشق اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها»

زیبا گفته خلیل بن احمد وقتی از او درباره فضائل علی(ع) پرسش شد: «کیف اصف رجلاً کتم اعادیه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بین الکلمتین ملأالخائفین؛(1) چگونه می‏توانم مردی را توصیف کنم که دشمنانش از روی حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بین این دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به فضائل و اوصاف امیرمؤمنان علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنّت چرا که: خوشتر آن باشد که وصف دلبران / گفته آید در کتاب دیگران‏

علی را جز خدا و نبی(ص) نشناختند

راستی این اعجوبه کون کیست که همه در شناخت او در مانده‏اند، عدّه‏ای او را تا سر حدّ خدایی بالا برده‏اند، و عدّه‏ای حتی در بندگی او شک دارند که: در مسجد کوفه شهیدش کردند. گفتند مگر اهل نماز است علی؟! و آن که او را حقیقتاً شناخت خدای او و رسول خدایش بود.

پیامبر اعظم(ص) خطاب به علی(ع) فرمود: «یا علی ما عرف اللّه حق معرفته غیری و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیر اللّه و غیری؛(2) ای علی! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق شناخت توست، جز خدا و من.»

و در جای دیگر فرمود: «یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا؛(3) ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.»

فضائل بی‏شمار

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست / که‏تر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم

پیامبری هم که علی را شناخته اعتراف دارد که فضائل او قابل شماره و احصی نیست.

ابن عباس می‏گوید پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لو انّ الفیاض(4) اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل علیّ بن ابی طالبٍ؛(5) اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دریا مرکب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسان‏ها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل علی بن ابی طالب نخواهند بود»

و در جای دیگر پیامبر اعظم فرمود: «انّ اللّه تعالی جعل لاخی علیٍّ فضائل لاتحصی کثرة فمن ذکر فضیلةً من فضائله مقرّابها غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر؛ براستی خداوند برای برادرم علی(ع) فضائل بی‏شماری قرار داده است که اگر کسی یکی از آن فضایل را از روی اعتقاد و اعتراف بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‏بخشد.

و من کتب فضیلةً من فضائله لم تزل الملائکة تستغفرله ما بقی لتلک الکتابه رسم، و من استمع فضیلةً من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالاستماع و من نظر الی کتابٍ من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالنّظر،(6)

اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامی که آن نوشته باقی است، ملائکه برای او استغفار می‏کنند و اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهانی را که از راه گوش انجام داده است می‏بخشد، و اگر کسی به نوشته‏ای درباره فضائل علی(ع) نگاه کند، خداوند تمام گناهانی که از راه چشم کرده است می‏پوشاند و از آن در می‏گذرد.»

آنچه خوبان دارند تو تنها داری‏


علی نه تنها اوصاف خوبان عالم را داراست و «آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد» بلکه اوصاف تمامی پیامبران اولواالعزم را که عصاره هستی هستند بجز پیامبر خاتم در او جمع آمده است.

بیهقی یکی از دانشمندان نامی اهل سنّت چنین روایت نموده که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من احبّ ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوحٍ(ع) فی تقواه و ابراهیم فی حلمه و الی موسی فی عبادته فلینظر الی علی بن طالب علیه الصّلوة و السّلام؛(7) هر کسی دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداری نوح را(مشاهده نماید) و بردباری ابراهیم(نظاره کند) و به عبادت موسی(ع) (پی ببرد) باید به علی بن ابی طالب(ع) نظر بیندازد.»

مناقب، روایت فوق را در دو مورد به این صورت نقل نموده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی مهمه و الی یحیی بن زکریّا فی زهده، و الی موسی بن عمران فی بطشه، فلینظر الی علی بن ابی طالب علیه‏السلام؛(خونسرد هر کس می‏خواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد یحیی را و قاطعیّت موسی بن عمران را بنگرد، به علی بن ابی طالب نظر کند.»


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:34 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


شهادت حضرت علی-ع

شهادت

وقتي كه عبدالرحمان بن ملجم مرادي صبح روز 19 ماه رمضان در محراب مسجد كوفه ضربت شمشيرش را بر فرق اميرمؤمنان علي(ع) در هنگام نماز فرود آورد و آنحضرت در خاك و خون غلطيد و فرمود:
بسم‌الله وباالله و علي ملة رسول‌الله فزت و رب‌الكعبه ( منتهي‌الامال ج1 / ص 174)
به خداي كعبه رستگار شدم, آنگاه از خاك محراب برمي‌داشت و بر فرق سرش مي‌ريخت

و مي‌فرمود:
منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرت  ( طه / 55) 
ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز بازمي‌گرديم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون مي‌آوريم.
 
مردم كوفه به سر وصورت خود مي‌زدند و فرياد و اعلياه سر مي‌دادند, جبرئيل هم در ميان زمين و آسمان فرياد برآورد و مي‌گفت: تَهَدَّمَتْ وَاللهِ اركانُ الْهُدي وَانْفَصَمَتْ العْرُوَةُ الْوُثقي, قُتِلَ ابْنُ عَمَّ الْمُصْطَفي, قُتِلَ عليٌّ الْمُرتَضي 
منتهي‌الامال ج1 / ص 174
به خدا پايه‌هاي هدايت فروريخت و ديواره‌ي عروة الوثقي (دژ پولادين آيين خدا) در هم شكست و پسرعموي محمد مصطفي به قتل رسيد, علي مرتضي به شهادت رسيد.


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:29 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


ايمان حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)

ايمان حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)

نبي مكرم اسلام(ص) مي‌فرمايند:

 لَو انَّ السَّماواتِ وَالاَرضِ وُضِعَتْ في كَفَّةٍ وَ وُضِعَ ايمانُ عليٍّ في كَفَةٍ لَرَجَحَ ايمانُ علي(ع)


هر آينه اگر همه آسمانها و زمين در كفه‌اي از ترازو و ايمان علي(ع) در كفه‌ ديگرش گذاشته شود, حتماً كفه ايمان علي(ع) سنگين‌تر خواهد بود.


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:24 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


مقام حضرت علي‌(ع) از زبان نبي اكرم(ص)

مقام حضرت علي‌(ع) از زبان نبي اكرم(ص)

پيامبر عاليقدر اسلام(ص) مي‌فرمايد:

مَنْ ارادَ أنْ يَنْظُر الي نوحَ في تَقْواهْ
وَ الي ابراهيمَ في حِلْمِهْ ,
وَ الي موسي في هَيْلتِهْ ,
و الي عيسي في عِبادَتِه ,
فَلْيَنْظُرَ الي عَليِّ بن ابيطالب
   (بحارالانوار ج39 / ص35 )

هركسي بخواهد به تقواي نوح(ع) بنگرد,
و نيز به حلم و بردباري ابراهيم(ع) بنگرد,
و نيز به هيبت و شكوه موسي(ع) بنگرد,
و نيز به عبادت عيسي(ع) بنگرد, بايد آن شرائط را فقط در شخصيت والاي علي‌بن ابيطالب جستجو كند.


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:16 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


درباره حضرت علی-ع -1

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اشعار زير منسوب به امام العارفين حضرت على (عليه السلام ) مى باشد كه موضوع آن در مورد مناعت طبع است . مى فرمايد:

لنقل الصخر من قلل الجبال

احب الى من منن الرجال

يقول الناس لى فى الكسب عار

فقلت العار فى ذل السوال



يعنى : همانا حمل سنگهاى سخت و سنگين از بالاى قله هاى كوه ، براى من محبوبتر و آسانتر از آن است كه زير بار منت كسى بروم .
مردم به من مى گويند كسب و كارمايه سر شكستگى است ولى من مى گويم ننگ و عار، دلت در درخواست (بر اثر كار نكردن ) مى باشد.


حضرت على (عليه السلام ) فرمود: تورات و انجيل و زبور و قرآن را تلاوت كردم و از هر يك كلمه اى برگزيدم :
1- از تورات ( من صمت نجا) يعنى : هر كس سكوت اختيار كند نجات يابد.
2- از انجيل (من قنع شبع ) يعنى : هر كه قناعت كند سير شود.
3- از زبور (من ترك الشهوات فقد سلم عن الافات ) هر كس ‍ تمايلات را رها كند از آفتها سالم ماند.
4- از قرآن كريم (و من يتوكل على الله فهو حسبه ) هر كه به خداوند توكل نمايد خداى براى او كافى است .


علی آن شیر خدا شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است

 دل شب محرم سر الله است

شب شنفته است مناجات علی

 جوشش چشمه عشق ازلی

کلماتی چو دُر آویزد گوش

مسجد کوفه هنوزش مدهوش

پیشوایی که ز شوق دیدار

می کند قاتل خود را بیدار

می زند پس لب او کاسه شیر

می کند چشم اسارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست

 تو خدایی مگر ای دشمن دوست

در جهانی همه شور و همه شر

ها علیٌ بشرٌ کیف بشر

شبروان مست ولای تو علی

 جان عالم بفدای تو علی


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:12 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


شهادت امام المتقین امیرالمومنین

بسم الله الرحمن الرحیم

عظمت شهادت امام المتقین امیرالمومنین علیه السلام که عروج کتاب الله ناطق در ماه نزول قرآن مجید است،فوق تقریرو تحریراست.
در عالم امکان کسی بالاتر از خاتم النبیین نیست،و چیزی بالاتر از قرآن مبین نیست،و گوهری ارزشمندتر از حق نیست.

با قطع نظر از روایات خاصه ،بر طبق حدیث صحیح نزد عامه رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود علی از من است و من از علی هستم ،و علی با قرآن است وقرآن با علی است،و علی با حق است و حق با علی است.


کسی که تافتهء بافته از وجود شخص اول عالم است،و وجود خاتم وابسته به اوست،وخداوند متعال او را نفس عقل کل شمرده،و قرآنی که تجلای علم خدا است، با اوست،واوبا قرآن است،و حقی که مبدا ومنتهای وجود است و ملک وملکوت وابسته به حق است،با اوست،و او با حق است،چنین کسی خلیفه رسول و مبین کلام الله و حافظ حق الله و حافظ حق خلق الله است.

او است که در حیات رسول خدا صلی الله علیه واله ولم لب فرو بست ،و بعد از آن حضرت هم پنج سال مجال سخن گفتن یافت ،آن هم با گرفتاری جنگ جمل صفین و نهروان ،و تصدی قضا در حدود و حقوق ،و رسیدگی به بیت المال ،و احوال عاملان بلاد ،سرپرستی یتیمان ،دادرسی بیچارگان ،واشتغال به عبادتی که تاریخ مانند آن را ندیده ،آنچه از سخنانش از دستبرد حوادث روزگار در این مدت کوتاه ضبط شده،

نمونه ای از آن خطبه های نهج البلاغه است که منهاج عقل است،وعهد مالک اشتر است که منشور عدل است،او است که خداوند متعال به خوابیدن او به جای رسول بر ملائکه مباهات کرد ،ویک ضربت او افضل ازعمل تمام امت تا روز قیامت است.

او است که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:هر کس بخواهد آدم را در علمش،نوح را در عزمش،و ابراهیم را در حلمش ،و موسی را در فطنتش،و عیسی را در زهدش ببیند ،به علی بن ابیطالب بنگرد،و در یک کلام عصاره فضائل تمام انبیاء از آدم تا عیسی بن مریم و نفس نفیس پیغمبر خاتم،علی بن ابیطاب علیه السلام است.


چنین شخصیتی نیمه شب جنازه اش برداشته شد،ودر تاریکی شب به خاک سپرده شد،هر آن کس که با خدا و خاتم انبیاء و قرآن و حق و علم و عدل ارتباط دارد ،به قدر وسع و طاقت ،روز شهادت آن حضرت به جبران مظلومیت آن شب-هرچند آنچنان که شایسته است جبران شدنی نیست-عزای او را اقامه کند،هیئات عزادار در خیابان و بازار، با جبرئیل امین هم نوا شوند که

گفت: تهدمت والله ارکان الهدی و مسلمانان با رسول خدا هم ناله شوند که به یاد مصیبت او در این ماه اشک ریخت و فرمود: بأبی الوحید الشهید و به او خطاب کرد:یاعلی آن کس که تو را بکشد مرا کشته است،که این جمله گویای آن است که روز شهادت علی علیه السلام روز شهادت پیغمبر صلی الله علیه و اله وسلم است.

انا لله و انا الیه راجعون


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:9 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم

شب قدر پرفضیلت ترین شب سال است که بنا بر آن چه از روایات استفاده می شود امور عالم وجود در آن شب نوشته می شود و به تأیید امام هر زمان می رسد. ازامام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند
:«رأس السنة لیلة القدر، یُکتَب فیها ما یکون من السنة إلی السنة »
 آغاز سال ، شب قدر است ، در آن شب هر چه از این سال تا سال بعد رخ می دهد ، نوشته می شود .
همچنین از امام باقر علیه السلام چنین روایت شده است : «
من أحیی لیلة القدر ، غُفِرت له ذنوبُه و لو کانت عددَ نجومِ السماء و مثاقیل الجبال ومکاییل البحار »
 کسی که شب قدر را إحیا بگیرد( تا صبح عبادت کند ) گناهانش آمرزیده می شود حتی اگر به عدد ستارگان آسمان و وزن کوهها وآب دریاها باشد .
البته باید توجه داشت که این اجر و ثوابها مخصوص کسانی است که شرایط قبولی عمل را داشته باشند و با گناه و نافرمانی خدا اجر خویش را ضایع نسازند.
موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند :
« من اغتسل لیلة القدر و أحیاها إلی طلوع الفجر ، خرج من ذنوبه » کسی که در شب قدر غسل کند و تا طلوع فجر « به عبادت»
 بیدار باشد ، ازگناهانش بیرون می آید.
کسی که تمام فرشتگان خداوند در شب قدر بر او نازل می شوند ، وجود مقدّس قطب عالم امکان و محور آفرینش حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه است . شایسته است تمامی دوستداران آن حضرت خاضعانه و خاشعانه در همه اوقات به خصوص شبهای نوزدهم ، بیست ویکم و بیست وسوم رمضان برای ظهور آن حضرت دعا کنند و از تکرار دعای شریف
« اللهم کن لولیک ....»
 خصوصاً در شب بیست وسوم ماه غفلت نورزند و دست توسل به دامان آن امام رحمت و مهربانی بزنند تا ان شاء الله از برکات و فیوضات شب قدر بهره مند گردند .

منبع : سایت حضرت ایت الله شیخ وحید خراساني


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:9 موضوع ویژه ماه رمضان | لینک ثابت


علی (علیه السلام ) ... در حديث ديگران

علی (علیه السلام ) ... در حديث ديگران!
 
على، عليه‏السلام، از زبان ابوبكر

ابوبكر در مكانها و موقعيتهاى بسيارى به برترى و فضيلت على، عليه‏السلام، بر خود و ديگر صحابه اعتراف كرده است:
1- من از رسول خدا شنيدم كه فرمود: احدى از صراط نمى‏گذرد مگر آنكه از على جواز عبور داشته باشد.1
2- رسول خدا، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، فرمود: منزلت و مقام على براى من مانند منزلت و مقام من است براى خدا.2
3- نگاه كردن به صورت على عبادت است.3
 4- مردم بيعت خود را از من فسخ كنيد؛ زيرا من بهتر از شما نيستم در حالى كه على در ميان شماست.4

على، عليه‏السلام، از زبان عمر

خليفه دوم نيز در موارد بسيارى بر فضيلت اميرمؤمنان، عليه‏السلام، تصريح كرده است؛ از جمله:
1- اگر على نبود، عمر هلاك مى‏شد.5
 او در هفت مورد اين جمله را گفته است.
2- اگر على نبود مفتضح مى‏شديم.
3- خداوند مرا بعد از تو باقى نگذارد، اى ابوالحسن!
4- اگر آسمانهاى هفتگانه را در يك كفه ترازو بگذارند و ايمان على را در كفه ديگر، ايمان على از آن سنگين‏تر است.6
 5- اگر شمشير على نبود اسلام استوار نمى‏گشت.7
 6- پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، فرمود: دوستى على، عليه‏السلام، باعث نجات از جهنم است.8
 7- خدايا! هيچ مشكل و گرفتارى برايم نياور، مگر على با من باشد [در حل آن به من كمك كند].
8- ما در زمان پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، به على چنان مى‏نگريستيم كه گويى بر ستاره آسمان نگاه مى‏كنيم.
9- يا على! هر مشكلى كه تو در آن داورى نكنى فرخنده و مبارك مباد!9

على، عليه‏السلام، از زبان شافعى

امام شافعى، شيخ سنت و پيشواى جماعت، مردى كه يك فرقه عظيم از فرقه‏هاى چهارگانه اسلام را هدايت مى‏كند، در فضيلت على، عليه‏السلام، سخنى مى‏گويد كه علماى اماميه آن را غلوّ و گزاف مى‏شمارند و روا نمى‏دارند. او از على، عليه‏السلام، چنين عاشقانه ياد مى‏كند: لو أنّ المرتضى أبدى مَحلّه
لخَرّ النّاسف طفرّاً سفجَّداً له
و ماتَ الشافعى و ليس يدرى
علىٌّ ربّه أم ربّه اللّه
اگر على مرتضى خود را آن طور كه بود نشان مى‏داد
مردم جهان همه در برابرش سر سجده بر زمين مى‏نهادند
و شافعى در حالى مى‏ميرد كه نمى‏دانست خداى او اللّه است يا على

على، عليه‏السلام، از زبان ابونواس



حسن بن هانى معروف به »ابونواس« شاعر مشهور قرن دوم هجرى، شاعر دربار هارون‏الرشيد، شاعرى كه جز به خاطر شهوت و لذت خود و جز در بهاى سيم و زر سخن نمى‏گفت، روزى در محفلى از اميرالمؤمنين على بن ابى‏طالب، عليه‏السلام، ياد كرد و آهى كشيد و گفت: على! كسانى كه در آن محفل با ابونواس همنشين بودند از ابوالائمه اميرالمؤمنين تمجيد و تقديس كردند و يكى از آنان رو به ابونواس كرد و گفت: تو كه با قدرت سخن جهان را تسخير كرده و اينهمه اشعار جادويى سروده‏اى، نمى‏خواهى از على ياد كنى؟ نمى‏خواهى لب به ثناى او بگشايى؟ مديحه‏اى در حق او نخواهى سرود؟ ابونواس سكوت كرد و پس از اندكى تأمل بالبداهه چنين سرود:
قيلَ لى قفل فى علىّ مفدْحَةً
مَدْحفهف يَخمفدف ناراً مَوصفدَة
قلتف لا أقدمف فى مَدحف امرءف
حار ذفو اللّفبّف إلى أن عَبَدَه



و النبىّف المصطفى قال لنا
لَيلةَ المفعراج لَمّا صَعَدَه
وَضَعَ اللّهف على كتفى يده
فأحسّ القلبف من أن وَدَه
و علىٌّ واضعٌ أقدامه
فى محلّف وَضَعَ اللّهف يَدَه
گفته شد كه على را به شعر بستاى كه: ستايش على آتش دل را فرو مى‏نشاند.
گفتم درباره او چه بگويم كه [شخصيتش] خردمندان را ابتدا به حيرت و سپس به عبادت وامى‏دارد.
پيامبر برگزيده به ما چنين فرمود در شب معراج هنگامى كه به آسمانها عروج كرد:
پروردگار دستى بر شانه‏ام نهاد كه قلب من آرامش خود را باز يافت
و على در روز فتح مكه در خانه كعبه بر همانجا پاگذاشت كه پروردگارم دست خود را نهاده بود.

==================================================

پى‏نوشتها:
1. رياحين الشريعه، ج5، ص48.
2. همان، ج5، ص48.
3. بحارالانوار، ج38، ص198.
4. نهج‏البلاغه، فيض‏الاسلام، ص48، خطبه شقشقيه.
5. علامه حلى، المستجار من الكتاب الارشاد، ص48.
6. شواهد التنزيل، ج1، ص416.
7. تاريخ بغداد، ص339.
8. بحارالانوار، ج39، ص258.
9. صوت العدالة الانسانية، ص75.


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:0 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


احادیثی در فضیلت حضرت علی (علیه السلام )

 احادیثی در فضیلت حضرت علی (علیه السلام )


 ▪ سوگند به آن خدایی که جان من در دست قدرت اوست، اگر نبود این که گروهی از امت من تو را مثل انصاری که عیسی را به خدایی اشتباه گرفتند، غلو کنند در مورد فضایل و مناقب تو، مطالبی می گفتم که تمام مسلمانان خاک زیر پای تو را توتیای چشم خود می کردند .


▪ اگر تمام باغها قلم گردد ، همه دریاها مرکب ، همه جن ها حسابگر و انسانها نویسنده شوند تا همه فضایل و مناقب علی را بشمارند نمی توانند .


▪ هر کس دوست دارد مثل من زندگی کند و مثل من بمیرد ، به ولایت علی بن ابیطالب تمسک کند .

 
▪ پروردگار عالم به من وحی کرد و مرا مأمور ساخت که علی را با لقب امیرالمومنین بخوانم و فرمود: تا به حال، کسی را با این لقب نخوانده ام و آن را به کسی نخواهم داد .


▪ هر کس می خواهد حضرت نوح را در عزم و اراده اش بنگرد و علم سرشار حضرت آدم را درک کند و به جدم حضرت ابراهیم در حلم و بردباری اش نگاه کند و حضرت موسی را در ذکاوت و هوشیاری و حضرت عیسی را در زهد و بی توجهی به دنیا ببیند ، وجود مبارک علی را ببیند .


▪ من شهر علم هستم و علی در آن است ، هر کس می خواهد وارد آن شود باید از درش بگذرد .


▪ علی از حیث قضاوت و داوری نیز در میان امت من بی نظیر است .


▪ سرلوحه دفتر هر فرد با ایمان محبت و دوستی علی ابن ابیطالب است .


▪ علی داناترین امت من ، بعد از من است .

▪ پيامبر فرمود : اي علي هيچ كس جز من و تو خدا را چنان كه در خور اوست نشناخته وهيچ كس جز خدا و من تو راچنان كه شايسته توست نشناخته است .

▪ رسول خدا فرمود : اگر مردم بر دوستي علي بن ابيطالب گرد مي آمدند خداوند دوزخ را نمي آفريد .
آقاياني كه ميگويند در حديث غدير منظور دوستي علي ابن ابي طالب است ببينند كه چه كردند كه همان دوستي را هم نگاه نداشتند كه اگر اينگونه بود جهنم آفريده نمي شد.

▪ رسول خدا فرمود بهترين فرد اين امت پس از من نخستين كسي است كه اسلام را برگزيد و او علي ابن ابي طالب است .

▪ پيامبر فرمود : اگرآسمانها و زمين در يك كفه ترازو و ايمان علي در كفه ديگر گذاشته شود ايمان علي ابن ابي طالب برتري خواهد داشت .

▪ پيامبر فرمود كه خدا ميگويد : علي پسر ابوطالب حجت من بر مردم و نور من در شهرها و امانتدار علم من است هر كس او را بشناسد اگر چه گناهكار باشد او را واد دوزخ نمي كنم و هر كس منكر او باشد اگر چه مرا اطاعت كند او را وارد بهشت نخواهم كرد.

▪ رسول اكرم فرمود نگاه كردن به بيت الحرام عبادت است و نگاه كردن به چهره علي نيز عبادت است .
پيامبر فرمود ياد علي عبادت است .

▪ رسول خدا فرمود : خصلتهايي در علي وجود دارد كه اگر يكي از آنها در همه مردم بود به آن بسنده مي كردند .

▪پيامبر فرمود اي علي اگر تو نبودي اهل ايمان پس از من شناخته نمي شدند .

▪امام باقر فرمود علي ابن ابيطالب هديه اي بود كه خدا به محمد اختصاص داد او علم اوصيا و علم انبيا و مرسلين پيش از خود ار به ارث برده بود.

▪در اخبار ابو رافع آمده است كه پيامبر در بيماري كه بدان وفات يافت به علي فرمود : اي علي اين كتاب خداست آن را بگير و نزد خود نگاه دار . علي آن را در پاچه اي گرد آورد و به خانه خود رفت . هنگامي كه پيامبر از دنيا رفت علي نشست و آن را همان گونه كه خدا فرو فرستاده بود تركيب نمود و نسبت به آن آگاه بود .
▪رسول خدا فرمود : علي از همه افراد امت به آنچه خدا فرو فرستاده آگاه تر است.

▪از امام صادق نقل شده كه فرمود : پيامبر خدا هزار باب به علي آموخت و از هر بابي هزار باب براي او گشود .

▪پيامبر فرمود : اي علي من شهر علمم وتو دروازه آن هستي دروغ ميگويد كسي كه مي پندارد از غير دروازه به شهر مي توان رسيد .

▪رسول خدا فرمود من گنجينه علمم و علي كليد آن است پس هركس گنيجينه رامي خواهد بايد به سراغ كليد آن برود .

▪پيامبر فرمود علي از همه افراد امتم داناتر و قضاوت او در مورد آنچه پس از من بر سرش اختلاف دارند از همه بهتر است.

▪رسول خدا فرمود اگر برد باري به صورت انساني در آيد او علي خواهد بود.

▪امام صادق فرمود امير مومنان درخوردن غذا شبيه ترين مردم به رسول خدا بود . خودش نان و سركه و روغن زيتون مي خورد و به مردم نان و گوشت مي داد.

▪علي عليه السلام فرمود اين دنياي شما نزد من پست تر است از استخوان خوكي كه در دست شخص جذامي قرار دارد. و او بود كه مي فرمود اي دنيا آيا خود را به من عرضه مي كني يا به من علاقه مند شده اي . هرگز وقت تو فرا نرسد . افسوس ديگري را فريب ده من نيازي به تو ندارم من تو را سه طلاقه كرده ام و ديگر به تو رجوع نخواهم كرد.

▪احنف بن قيس ميگويد هنگام افطار بر علي وارد شدم . آن حضرت كيسه سر بسته اي را كه در آن آرد جو بود طلب كرد . من گفتم اي امير مومنان از بيم آنكه مبادا كسي از اين كيسه بر دارد آن را مهر كرده اي ؟ فرمود نه ،‌ مي ترسم حسن يا حسين اين آرد را با روغن حيواني يا روغن زيتون چرب كنند . گفتم آيا اين دو چيز بر شما حرام است . فرمود نه ولي بر پيشوايان لازم است كه غذاي نا توان ترين و نياز مند ترين مردم را مصرف كنند تا نياز مندان از فقر خود گله مند نباشند و ثروتمندان بر اثر بي نيازي طغيان نكنند .

▪امام صادق فرمود علي با دسترنج خود هزار برده آزاد كرد.

▪پيامبر فرمود من همچون خورشيدم و علي مانند ماه است و خاندانم همچون ستارگانند از هر كدام پيروي كرديد هدايت يافته ايد .

▪رسول خدا فرمود ، اگر من و نبوديم خدا شناخته نمي شد و اگر من و علي نبوديم خدا را پرستش نمي كردند و كيفرو پاداشي نبود . هيچ پرده اي ميان علي و خدا وجود ندارد و هيچ حجابي ميان آنها نخواهد بود . بلكه علي ميان خدا وخلقش پرده و حجاب است .

▪پيامبر فرمود : روز قيامت مردم با اعمال خود وارد مي شوند و تنها عمل كسي سودمند است كه من و علي عمل او را بپذيريم . و در جاي ديگر فرمود اي علي تو در فضيلت بر ترين افراد امت من و در صلح و آشتي پيشگام ترين آنان هستي تو از همه آنان داناتر و بردبارتر و شجاع تر و بخشنده تري. و در جاي ديگر فرمود من و علي از يك درختيم و مردم از درختان گوناگونند. نيز در جاي ديگر فرمود خداوند به من پنج موهبت و به علي نيز پنج موهبت ارزاني داشته است. به من سخناني جامع وبه علي دانشي جامع عطا كرده و مرا پيامبر واو را وصي قرار داده و به من كوثر و او سلسبيل داده و مرا از وحي و او را از الهام برخوردار ساخته است و مرا شبانه به آسمان بردند و براي علي درهاي آسمان و حجاب ها گشوده شده است.

▪ در جاي ديگر فرمود: اي علي به تو سه ويژگي داده شد كه به من و هيچ كس ديگر داده نشده است. تو پدر همسري مانند من داري كه من ندارم ، توهمسري همچون صديقه دختر من داري كه من مانند آن را ندارم و تو از صلب خود حسن وحسين را داري كه من از صلب خود مانند آن دو را ندارم ولي همه شما از منيد و من از شما هستم.

▪پيامبر در چند جاي ديگر فرمود: هر كه مي خواهد به دانش آدم ، پرهيز گاري نوح ، برد باري ابراهيم ، عظمت موسي ، عبادت عيسي ، زيبايي يوسف ، شكوه سليمان و قدرت داوود بنگرد به علي ابن ابي طالب بنگرد.


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 14:58 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


چه کسانی در قتل امام علی(ع) دست داشتند ؟

چه کسانی در قتل امام علی(ع) دست داشتند ؟


مجموع روایت‏هائى که مورخان نخستین درباره شهادت امیر مؤمنان آورده‏اند،و شیعه و اهل سنت آن را در کتابهاى خویش نقل کرده‏اند نشان مى‏دهد که على(ع)با توطئه خوارج به شهادت رسید.

    این روایت‏ها را با اندک اختلاف در کتاب‏هایى چون تاریخ طبرى،تاریخ یعقوبى،ارشاد مفید،طبقات ابن سعد،نوشته بلاذرى و واقدى مى‏توان یافت.و حاصل آن گفته‏ها این است که پس از پایان یافتن جنگ نهروان،دسته‏اى از خوارج گرد آمدند و بر کشته‏هاى خود مى‏گریستند،و آنانرا به پارسائى و عبادت وصف مى‏کردند.آنگاه گفتند این فتنه‏ها که پدید آمد از سه تن برخاسته است:على،عمرو پسر عاص و معاویه.تا این سه تن زنده‏اند کار مسلمانان راست نخواهد شد.و سه تن از آن جمع کشتن این سه تن را به عهده گرفتند.


    عبد الرحمن پسر ملجم از بنى مراد کشتن على را به عهده گرفت.برک پسر عبد الله از بنى تمیم کشتن معاویه را،و عمرو بن بکر از بنى تمیم کشتن عمرو پسر عاص را.چه وقت این کار را انجام دهند؟ گفتند در ماه رمضان اینان به مسجد مى‏آیند و باید در آن ماه به کار پرداخت و شب یازدهم یا سیزدهم یا هفدهم ماه رمضان و یا چنانکه میان شیعه مشهور است‏شب نوزدهم آن ماه را معین کردند،چرا که در این شب این سه تن از آمدن به مسجد ناچارند.آنکه مامور کشتن عمرو عاص بود دیگرى را که آن شب جاى او به نماز رفته بود کشت.و آنکه بر معاویه ضربت زد شمشیرش به ران او رسید و زخمى شدو با خوردن دارو از مرگ رهید. اما پسر ملجم نیت پلید خود را عملى کرد.آیا به راستى داستان چنین بوده است؟باید گفت جاى تردید است و از آغاز،نشان ساختگى بودن در آن آشکار است.پندارى داستان‏نویسى ماهر آنرا نوشته است.در ماه رمضان این هر سه تن به مسجد مى‏آیند و شب نوزدهم آمدن آنان به مسجد حتمى است.


    در اینکه على(ع)در این شب به دست پسر ملجم ضربت‏خورد تردیدى نیست. اما آنکه براى کشتن عمرو عاص رفت چرا مردى خارجه نام را به جاى او کشت؟آیا عمرو براى وى ناشناس بود و نتوانست او را تشخیص دهد؟چرا آن شب عمرو به مسجد نیامد؟آیا کسى او را از توطئه آگاه کرده بود؟


    آنچه به نظر درست‏تر مى‏آید این است که ریشه این توطئه را باید نخست در کوفه،سپس در دمشق جستجو کرد.چنانکه نوشته شد معاویه میدانست تا على زنده است دست‏یابى به خلافت‏براى او ممکن نیست.اشعث پسر قیس نیز چنانکه اشارت شد با على(ع)یکدل نبود.ابن ابى الدنیا که در سال 281 هجرى قمرى درگذشته و نوشته او پیش از طبرى و یعقوبى است در کتاب مقتل الامام امیر المؤمنین على ابن ابى طالب به اسناد خود از عبد الغفار پسر قاسم انصارى چنین آورده‏ست:


    «از بسیارى شنیدم ابن ملجم شب را نزد اشعث‏بود و چون سحرگاه شد بدو گفت صبح آشکار شد.» اگر آن سه تن با یکدیگر چنان قرارى گذاشته بودند،چرا باید پسر ملجم با اشعث‏شب را در مسجد بسر برد و با او گفتگو کند.آیا میتوان پذیرفت آنکه مى‏خواهد مخفیانه على را بکشد،راز خود را با دیگرى(آنهم با اشعث)در میان نهد.بلاذرى در کتاب انساب الاشراف آورده است:


    گفته‏اند پسر ملجم شب را نزد اشعث‏بن قیس بود و با وى آهسته سخن میگفت تا آنکه اشعث او را گفت: -«برخیز که بامداد تو را شناساند.» (1) حجر بن عدى چون گفته او را شنید گفت: «اى یک چشم او را کشتى (2) ».


    نیز نوشته‏اند، بامداد آن روز که پسر ملجم،على را ضربت زد،اشعث پسر خود را به خانه على فرستاد و گفت‏بنگر در چه حالى است.او رفت و بازگشت و گفت چشمهایش به سرش فرو رفته. اشعث گفت:


    -«به خدا چشمان کسى است که آسیب به مغز او رسیده.» (3)

    من نمى‏خواهم همانند تاریخ نویس معاصر اباضى،شیخ سلیمان یوسف بن داود،بگویم خوارج یاران على بودند،و در کشتن او شرکت نداشتند و قبیله بنى مراد که ابن ملجم از آنان بود در شمار خوارج نیست،و داستان پسر ملجم و آن دو تن دیگر برساخته قصه پردازان معاویه است تا حقیقت را بر مردم نهان سازند.


    بر چند جاى کتاب او، هم در حضور وى در الجزیره خرده گرفتم و هم در نامه بدو نوشتم.اما اگر کسى بگوید توطئه شهادت على(ع)چنانکه بر زبانها افتاده است نیست، گفته‏اش را چندان دور از حقیقت نمى‏دانم.باز هم مى‏گویم جاى این احتمال هست که به اصطلاح اگر سر این نخ را بگیریم و پیش برویم، به اشعث در کوفه و از آنجا به دمشق برسیم.پیش از این نوشتیم اشعث‏با على دلى خوش نداشت.چون على(ع)دست او را از حکومت‏بر مردم کنده باز داشته بود،نیز در منبر وى را منافق پسر کافر خواند. شهرستانى در ملل و نحل نویسد:«اشعث از همه آنان که بر على شوریدند سخت‏تر بود و از دین برون رفته‏تر.» (4)



--------------------------------------------------------------------------------

    1.فضح الصبح فلانا،او را آشکارا کرد. 

    2.انساب الاشراف،ص 493. 

    3.مقتل الامام امیر المؤمنین،ص 37،طبقات،ابن سعد،ج 3،ص 37. 

    4.الملل و النحل،ج 1،ص 170.


--------------------------------------------------------------------------------

    على از زبان على یا زندگانى امیر المؤمنین(ع) صفحه 158 دکتر سید جعفر شهیدى

    به نقل از : خبرگزاری شبستان


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 14:53 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت


اختیار انسان و شب قدر-4

اختیار انسان و شب قدر .............. 5


8- نتیجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر



- نماز .
"انس بن مالك" از پیامبر گرامى صلی الله علیه و آله روایت كرده كه فرمودند: "من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعة فقد اخذ بحظا من لیلة القدر" (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره‌اى از شب قدر نصیبش شده است.



- افطارى دادن با مال حلال.
"ابو شی ابن حیان" از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل كرده كه فرمودند: "من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت علیه الملائكة و لیالى رمضان كلها و صافحة جبرائیل(ع) لیلة القدر و من صافحة جبرائیل(ع) یرق قلبه و تكثر دموعه..." (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه‌دارى را افطار دهد، در تمام شب‌هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئیل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى‌شود.



- صدقه درباره امام زین العابدین علیه السلام آمده است.
"كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل یوم بدرهم فیقول: لعلى اصیب لیلة القدر" (خونسرد؛ در هر روز ماه مبارك یك درهم صدقه مى‌دادند، آن گاه مى‌فرمودند: شاید با این كار، شب قدر را دریابم و از آن بهره گیرم. "عبدالله بن مسعود" روایت مى‌كند كه شبى رسول خدا از نماز عشا فارغ شد، مردى از میان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم. مرا طعامى دهید. رسول خدا گفت: اى فقیر، ذكر غریب مكن كه دل مرا اندوهگین ساختى. بعد از آن فرمودند: غریبان چهار قسمتند:
1- مسجدى كه در میان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند.

2- مصحف و قرآنى كه در خانه‌اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند.

3- عالمى كه در میان جماعتى باشد و ایشان تفقد وى نكنند و از او مسایل دینى سوال نكنند.

4- اسیران اهل اسلام كه در میان كفار باشند.

پس فرمود: كیست كه موونه و غذاى این مرد را كفایت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على علیه السلام برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا علیهاالسلام رفت و گفت: اى دختر رسول خدا، در كار این میهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسین گرسنه‌اند و شما روزه دارید و آن طعام یك نفر را بیشتر كفایت نمى‌كند. على علیه السلام فرمود: آن را حاضر كن.

فاطمه علیهاالسلام طعام را پیش آورد. حضرت امیر آن طعام را پیش میهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از این طعام بخورم میهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت میهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى‌كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه علیهاالسلام را گفت در روشن كردن چراغ دیگر تعلل كن تا میهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى‌جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى‌خورد. و چون میهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه علیهاالسلام چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. امیرالمومنین فرمود: اى فقیر، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سیر شدم؛ پس على، فاطمه، حسن، و حسین علیهم السلام و فضه و همسایگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)




- شب زنده‌دارى.
حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: "من احیا لیلة القدر حول عنه العذاب الى السنة القابله" (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده‌دارى كند، تا شب قدر آینده، عذاب دوزخ از او دور گردد.



- غسل و شب زنده‌دارى.
امام موسى بن جعفر علیه السلام فرمودند: "من اغتسل لیلة القدر و احیاها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه" (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپیده صبح شب زنده‌دارى كند، گناهانش آمرزیده مى‌شود. روایاتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن عذاب دوزخ كه در حدیث پیامبر اكرم ذكر شده بود، نتیجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى‌تواند براى نشان دادن این كه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى‌خورد، كافى باشد، ولى براى تكمیل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان‌دهنده موثر بودن انسان در تعیین سرنوشت خویش است را مطرح مى‌كنیم. این بحث تكمیلى را در دو بخش انجام مى‌دهیم:

الف- عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان.

ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.




الف- پاداش‌ها در ماه مبارك رمضان
امام هشتم على بن موسى الرضا علیه السلام فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذیرفته و كارهاى زشت بخشیده شده است. خواندن یك آیه قرآن در این ماه، برابر با یك ختم قرآن در ماه‌هاى دیگر است. كسى كه برادر خود را با یك لبخند شاد كند، در روز واپسین خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در این ماه یارى كند، خداوند در روزى كه قدم‌ها بر پل صراط مى‌لغزند او را دستگیرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هر كس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قیامت بر وى خشم نكند. هر كس درمانده‌اى را فریادرسى كند، خداوند در روز قیامت وى را از رسوایى بزرگ ایمن گرداند و رسوایش نكند. كسى كه ستمدیده‌اى را یارى كند، خداوند او را در مقابل دشمنانش یارى كرده و در روز قیامت نیز، در موقف حساب و میزان یاریش فرماید. (12) و در روایت دیگر امام صادق علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله روایت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به دیگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى‌كند. (13) دو روایت بالا ارتباط محكم پاداش‌ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسیم سیماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.




ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.
پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آیات و روایات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى‌ها و پاداش‌هاى خاص را نتیجه كار بنده دانسته، یا عمل او را تنها عامل معرفى كرده‌اند.

نمونه‌اى از این آیات و روایات: "ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم"(14)؛ در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى‌دهد، تا آنان حال خود را تغییر دهند. "ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون" (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دریا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهایشان را بچشانند، باشد كه باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت "ابن حبان" و "حاكم" از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله روایت كرده‌اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدیر و سرنوشت‌ها را دگرگون مى‌كند و تنها نیكى است كه مایه افزایش عمر مى‌گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى‌شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می‌ماند.


=======================================================

پی‌نوشت‌ها:
1- اصول كافى، ج 4، ص 158.

2- فوائد الرضویه، ص 10/ قصص العلم، ص 18/ سیماى فرزانگان، ج 3.

3- وسائل الشیعه، ج 10، باب 32، ص 354.

4- بحار الانوار ، ج 94، ص 80، ح 47.

5- كنزالعمال، ج 8 ، ص 534، ح 24028.

6- همان، ص 545، ح 24090.

7- الترغیب و الترهیب، ج 2، ص 95، ح 14.

8- بحار الانوار، ج 95، ص 82.

9- تفسیر منهج الصادقین، ج 9، ص 237.

10- بحار الانوار، ج 95، ص 145.

11- همان، ج 80، ص 128.

12- همان، ج 93، ص 341.

13- همان، ص 346.

14- رعد، آیه 11.

15- روم، آیه 41.

16- تحفه الاحوذى، ج 6، ص 348، ح 2225.


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 14:50 موضوع ویژه ماه رمضان | لینک ثابت


اختیار انسان و شب قدر-3

اختیار انسان و شب قدر .... 3



6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر


پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: "من ادرك لیلة القدر، فلم یغفر له فابعده الله" (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرین بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود. با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضح‌تر مى‌گردد و معلوم مى‌شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتیجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر

گرامى صلی الله علیه و آله قابل قبول نیست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى‌خاصیت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمایند. "انس بن مالك" از پیامبر اكرم نقل كرده كه فرمودند: "ان هذا الشهر قد حضركم"؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. "و فیه لیلة خیر من الف شهر"؛ در این ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. "من حرمها فقد حرم الخیر كله"؛ هر كس از فیض

شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بى‌نصیب مانده است. "ولا یحرم خیرها الا محروم" (5)؛ و محروم نمى‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خویشتن را محروم كرده است. روایات، بعضى از گناهان را مانع بهره‌بردارى گناهكار از شب قدر دانسته‌اند، از جمله آن كارها میخوارگى یا "دایم الخمر" بودن و نیز آزار پدر و مادر است.




7- شب قدر مكمل اعمال صالح
یكى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر، این جهان را ترك كنند. پیش از این گفتیم كه امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه "لیلة القدر خیر من الف شهر" فرمودند: مراد این است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روایتى نیز از امام باقر علیه السلام وارد شده،

در پاسخ به این پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست؟ ایشان مى‌فرمایند: "و لولا ما یضاعف الله للمومنین، لما بلغوا ولكن الله عزوجل یضاعف لهم الحسنات"؛

 اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى‌رسند، اما از راه لطف كارهاى نیكوى آن‌ها را چند برابر مى‌فرماید تا كاستى‌هایشان جبران شود. از این روایت و روایت قبلى به خوبى مى‌توان فهمید كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه یك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى‌شود و گاه همراه شدن یك

 عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مى‌تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختیارى صالحى است كه با عنایت خداوند، بركت یافته و چند برابر مى‌شود. در روایات به پاره‌اى از اعمال سفارش شده كه نتیجه ویژه آن در شب قدر نهفته است.


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 14:48 موضوع ویژه ماه رمضان | لینک ثابت